طناز و شما

چرا تا زمانی که چیزی ازمون نپرسیدن نباید توضیح بدیم؟

یادتونه بزرگترها همیشه می‌گفتن «تا وقتی ازت نپرسیدن، حرف نزن»؟ این جمله که شاید زمانی براتون کلیشه‌ای به نظر می‌رسید، اما اتفاقا این مورد خیلی خیلی درسته. من طناز فرازی هستم، روانشناس و امروز در سایت طناز و شما می‌خوایم دربارهٔ این موضوع حرف بزنیم که چرا دادن توضیحات نخواسته نه تنها کمکی نمی‌کنه، بلکه ممکنه روابط‌مون رو خراب کنه.

اینکه از قبل بزرگترها به ما می‌گفتن که «تا وقتی ازت نپرسیدن، برای چی حرف می‌زنی؟» این واقعاً خیلی خیلی درست بوده. تازه حالا یه چیز اضافه بر اونم هست.

زمانی که کسی از ما سؤالی نکرده و ما شروع می‌کنیم توضیح دادن، به چند دلیل خوب نیست:

دلایل اصلی که نباید توضیح ندادیم

یکی اینکه خب وقتی اون نپرسیده، اولیش اینه که حتماً براش جالب نیست دیگه. اگه جالب بود، می‌پرسید.

دومیش اینکه ممکنه به نظر برسه ما می‌خوایم یه چیزی رو به رخ طرف بکشیم یا یه چیزی رو داریم بهش می‌گیم که «تو بلد نیستی، من بلدم» یا یه چیزی رو نخواسته از‌مون یاد بگیره، به زور بهش یاد بدیم یا احساس کنه داریم تحقیرش می‌کنیم. یعنی انقدر سوءتفاهم ممکنه پیش بیاد.

مثال‌های روزمره از توضیحات اضافی

مثلا حالا اینکه طرف احساس کنه بهش مربوط نیست یا حوصلشو نداشته باشه. مثل اینکه من خونمو بازسازی کردم، بعد اونم هیچی نپرسیده، هیچ حرفی هم نزده، من میام شروع کنم براش توضیحات: «اینجوری شده، اینجوری شد». خب جالب بود براش، می‌پرسید دیگه.

یا طرف داره مثلاً راجع به رژیم صحبت می‌کنه که فرض کنید «شوهرم این بوده، این بوده». من نه مثلاً: «منم شوهرم اینجوری، ولی این کارو کردم، این کار که انقدر خوب جواب داد، اینجوری شد، اینجوری شد». خب اون داره حرف می‌زنه، از منم سؤال نپرسیده. من که یهو بیام شروع کنم این توضیح‌ها رو دادن، غیرمستقیم دارم بهش می‌گم که «من این کار را از شما بهتر انجام می‌دم». من منظورم این نیستا، ولی این سوءتفاهم بر اساس اون حس و حالی که این آدم موقعی که داره توی اون جمع صحبت می‌کنه داره، ممکنه بهش دست بده. و خب خوب نیست دیگه.

تو مقاله قبلی یعنی “چه زمانی سکوت کنیم؟ یه توضیح کوچولو در این مورد دادم:

گاهی سکوت بهترین راه حله، مخصوصاً وقتی حرف زدن‌مون ممکنه باعث سوءتفاهم بشه. اما گاهی هم سکوت می‌تونه مشکل‌ساز باشه، مثل وقتی که طرف مقابل واقعاً نیاز به شنیدن نظر ما داره.

تعادل بین این دو، کلید ارتباط موفقه.

مشکل جواب‌های طولانی

یه مشکل دیگه که ما ایجاد می‌کنیم اینه که گاهی از‌مون سؤال می‌کنن. به من می‌گن که «شما الان کجایین؟» من مثلاً می‌گم «من ونکوورم، الان در حال حاضر ونکوورم». تموم شد. طرف سؤال پرسید «شما الان کجایید؟» من هم جواب دادم «من ونکوور هستم».

دیگه اینکه بیام بگم: «من ونکوورم، وای انقدر قشنگه! انقدر سبزه! یه هوایی داره! بهترین جای دنیاست! نمی‌دونی سیستم اینش اینجوریه، این سیستمش اینجوریه، کار می‌کنه، این خیلی قشنگه، این اینه، این اینه». طرف که از من نپرسیده که من چرا دارم اطلاعات زیادی اضافی می‌دم؟ اما یه سؤال از من کرده: «آقا کجایی؟» اگه بخواد، بعد می‌پرسه. اگه من بخوام، جواب می‌دم.

این فقط این نیستش که من باز بیخودی دارم صحبت می‌کنم. گاهی از اوقات برای کسی ما ایجاد اشکال می‌کنیم با این حرف‌هایی که می‌زنیم و توضیحات اضافی می‌دیم.

مثل چی؟ من دوستم یه لباسی خریده، خیلی هم دنبال این لباس گشته، بسیارم این لباسو دوست داره، به یه دلیل خاصی انقدر این به دلش نشسته که خدا می‌دونه. فردا قراره مثلاً یه نامزدی، همه بریم. امروز من رفتم یه دقیقه لباسمو بپوشم. ببینی اوکی، بپوش.

لباسو پوشیده، اون داره از من می‌پرسه که «رنگش قشنگه؟» بعد من می‌گم «آره رنگش قشنگه، ولی مثلاً کاش اینجاش، مثلاً اینی که این سگکه اینجا بود، اونور بودا». اصلاً از من راجع به سگک لباس پرسید؟

اگه دوست صمیمیشم، این فرق می‌کنه با راهنمای درستا. یه موقعی رنگش قشنگه، ولی این لباس مثلاً به قدری اندام دوستم رو که قشنگه داره بد نشون می‌ده، یا مثلاً یه جای خاصی که اندام ممکنه خیلی متناسب نباشه رو خیلی زیادی بزرگ کرده یا کوچیک کرده. من به عنوان دوستش وظیفه دارم بهش بگم، حتی اگه از من نپرسه. چون دلم نمی‌خواد آبروش بره. از دستم ناراحتم شد، شد. اگه دوست صمیمیشما، اگه نیستیم، دخالت نمی‌کنیم. طرف سؤالی که کرده رو جواب می‌دیم و تمام.

اما سگک لباس اینور یا اینوره، یا مثلاً آخ، مثلاً یک دونه از نگین‌های این سگک کوچولو اونجا افتاده‌ها. خب طرف دل چرکین می‌شه. اون چیز اونو خودش ندیده. نگینم یه چیز ریزه این پایین. یه کسی باید مثل من بیاد روی صندلی بشینه، این دوستم بپوشه بیاد در این فاصله جلوش وایسه که اون یه دونه نگینی که افتاده رو ببینه. الانم فرصت نیست دوست من بخواد بره نگین بخره بذاره سر جای خودش. خب دل چرکینش نکنم.

اصلاً اون، یا مثلاً اینکه سگک اینوره یا این بره، اصلاً به نظر دوستم نیومده، براش مهم نیست. من دارم این مسئله رو براش بزرگ می‌کنم و ناراحتش می‌کنم و دل چرکیش می‌کنم. دیگه خوشش نمیاد اون لباسو بپوشه.

ایجاد شک و شبهه با اطلاعات اضافی

خب حالا یه مشکل دیگه‌ای که ایجاد می‌کنه از طرف مقابل، من نوعی، این اتفاقاً اخیراً من یه موردی پیش اومد باهاش مواجه شدم. این مطلب رو جایی شنیده شد و خیلی به نظرم خوب اومد که بیام راجع بهش صحبت کنم.

من نوعی، پسر، از شمایی که دختری و نامزدیم یا همسریم، خیلی خوشم میاد، خیلی هم دوست دارم، عاشق تن و بدنتم هستم. بعد من خودم که دخترم، میام به شما می‌گم که «شما خوشت میادا، اصلاً دلت برای من داره پر می‌کشه، خب دوست داری منو بغل کنی، ماچ کنی، از همه چیز هیکلم خوشت میاد، بومو دوست داری، رنگمو دوست داری، اینا».

بعد من میام بهت می‌گم که «آره منم خیلی دوست دارم، تنمو فلان». اینو می‌گی «آره». مثلاً من خیلی خوشم میاد از تو، مدل اینی. می‌گم «آره خیلی خوبه، فقط مثلاً کاش اینجای دستم این لکه نبودا. اگه این نبود دیگه عالی».

طرف اصلاً لکه رو ندیده، اصلاً به نظرش نیومده. یه چیز عالی هم هست. بعد من که می‌رم بهش می‌گم، شروع می‌کنه به اون مسئله توجه کردن. خب چه کاریه؟ اون یا دیده براش مهم نیست، یا اصلاً چشمش انقدر چیزای دیگه رو می‌بینه که این محوه. من برم اطلاعات اضافی زیادی بهش بدم راجع به این لکی که اینجاست، برای چی؟ برای چی این کارو بکنن؟ دیگه اون الان با این مسئله خوبه.

گذشتهٔ عاطفی نامربوط

یا مثلاً یه نمونش که این توی صحبت کردن در گذشته هم هست. طرف اومده وارد خانوادهٔ من شده، انقدرم رابطه‌اش با دختر خالهٔ من خوبه. اوکی همسرم که خانومه، با هم اینور اونور می‌رن، خرید می‌رن. دختر خالمم بچه‌اش الان هم سن بچهٔ ماست، یه مهد کودک گذاشتیمشون.

بعد من یهو به این نتیجه می‌رسم که بگم که «آره راستی می‌دونی؟ ما مثلاً ۱۷، ۱۸ سالمون بود، من از دختر خالم خوشم می‌ومد». وا! آخه این مثلاً من اومدم از تو پرسیدم که مثلاً «رابطهٔ خالت با مامانت چه جوری بوده قبلاً؟» من مثلاً از دختر خالت شنیدم ۱۰ سال پیش اینجوری شده، اینجوری شده، دعواشون شده. بابا جواب سؤال منو فقط بده، توضیح اضافه نده.

من می‌گم «آره خالم با مثلاً مامانم اینجوری شد، اینجوری شد، اینجوری شد» و بعدم «من و دختر خالم اون موقع‌ها از هم خوشم اومد، یهو اینجوری شد و به هم خورد و دیگه تموم شد». خب من یه چیزی که اصلاً مسئله‌ای نیست، اصلاً مسئله‌ای نیست! طرف ازدواج کرده، تو ازدواج کردی، اصلاً اصلاً خوشتون نمیاد. اون موقع ۱۴ سالتون بوده، الان تو ۴۴ سالته، اون مثلاً ۳۸ سالشه. ۱۰۰ سال از اون موقع گذشته. اصلاً از تیپ همم خوشتون نمیاد. یه چیزی که یه رؤیای بچگی بوده که چه ربطی به الان داره؟

اما شما این حس بدو توی من ایجاد می‌کنی و این شکو می‌ندازی توی دل من که از اون موقع به بعد هر وقت تو بری بغل دختر خالت بشینی، دو کلمه بخندی، من یاد دلم شور می‌زنه یا شک می‌کنم.

انباشت ناراحتی‌ها

بعد این ناراحتیا کم کم کم کم کم کم کم کم کم روی هم انبار می‌شه، از هر نوعی باشه ها. از اینکه من احساس می‌کنم تو هی می‌خوای بگی بلدی، من بلد نیستم، چون هی میای بدون اینکه ازت بپرسن توضیح می‌دی. من هی احساس کنم که تو داری تحقیرم می‌کنی. حوصلهٔ منو هی سر ببری. اطلاعاتی بهم بدی که باعث ایجاد شک و شبهه بشه.

اینا وقتی روی هم جمع بشه، من بعد ازش احساس می‌کنم که دیگه اصلاً حوصلهٔ تو رو ندارم. واقعاً وقتی میام خونت، حرفی نداریم بزنیم. فاصله می‌گیرم ازت، دیگه قاطی اون دوستای نزدیک سعی نیستی. این شک و شبهه ایجاد می‌شه، من شروع می‌کنم رفت‌وآمدمو با دختر خالت در طول زمانو کم کم کم کم کردن، چون این داره برای من الان ایجاد مسئله می‌کنه.

امیدوارم این مطلب تا اینجا براتون مفید بوده باشه. اگه به موضوعات روابط بین آدم‌ها علاقه دارید، در بخش آموزش‌های رایگان، مطالب متنوع دیگه‌ای هم هست که هر کدوم به یکی از چالش‌های روابط می‌پردازن. دعوتتون می‌کنم که با استفاده از لینک‌های پایین بقیه مقالات رو هم مطالعه کنید:

قانون طلایی: جواب همون سؤال رو بدیم

خب چرا اطلاعات اضافه بدیم؟ عادت کنیم، عادت کنیم تا وقتی از‌مون سؤالی نپرسیدند، حرفی نزنیم، نظری ندیم، صحبتی نکنیم. مگر اینکه مستقیم مربوط به شخص خودم باشه، اونم یه چیزی که ربط به موضوع داره، نه حوصلهٔ بقیه رو سر ببره. یه چیزی که برای همه جالبه، نه فقط برای خود من. ماجرای بامزه، جالب، اتفاق افتاده برای شخص من تعریف کنه.

اگر هم از‌مون سؤالی می‌شه، فقط جواب همون سؤال رو بدم. اگه به من می‌گن «شما جمعه شب منزل هستید یا خیر؟» جوابش هست: «بله هستیم» یا «نه نیستیم».

اگه پرسیدن «ا! نیستین؟ کجایین؟ مهمونی دعوتیم» اگه گفتن «مهمونی کی؟» می‌گم.

اگه نگن، «شما جمعه هستید؟» «نه نیستیم». «سپیده رو یادته؟ اون یه مهمونی گرفته برای اینکه خواهر شوهرش از امریکا اومده، همون خواهر شوهری که اینجوری اینجوری اینجوری بود، بعد فلانی هم دعوت کرده، قرار از ساعت ۶ تا ۸ بریم، غذاشم گفته از اینجا بیارم». بابا من یک کلمه پرسیدم «شما جمعه هست یا نیستی؟» جوابش پس «بله هستیم» یا «نه نیستیم».

دیگه اصلاً شاید سپیده نخواد شما این همه اطلاعات به من بدین. ندین!

مثال مبل و پایه

سکوت کنیم، هم خودمون راحت‌تریم، هم خودمونو توی دردسر نمی‌ندازیم، هم کسی را اذیت نمی‌کنیم، هم یهو خدای ناکرده از یه چیزی که اصلاً مسئله‌ای نیست، مسئله‌ای ایجاد نمی‌کنیم، هم توی ذوق کسی نمی‌زنیم.

هم یه چیزی رو که اصلاً طرف یه مبل خریده، این تیکه پایینش، الان یه ماه و نیمم هست خریده، پسم نمی‌تونه بده، عوضشم نمی‌تونه بکنه. این پایشو ندیده که این پایه رنگش با پایهٔ اونوری دو درجه فرق می‌کنه. من الان بیام بهش بگم، یا دیده به روی خودش نمیاره، ناراحت می‌شه که من متوجه شدم، چون فکر می‌کنه هیچکس نمی‌فهمه. یا اصلاً ندیده، من بهش بگم، نسبت به این مبلش دل چرکین می‌شه. هی می‌خواد بره، الان خب اوکی دل چرکین شدم، این مبلمو عوضش کنم، اینو نمی‌خوام، حالا پایه‌شو رنگ کنم یا نکنم؟ ایجاد دردسر می‌کنیم دیگه؛ حرف نزنیم. سؤال می‌کنن، جواب سؤال، تمام

تو مقاله “آداب دعوا کردن، قهر کردن و جدایی” هم یه نکته مهم رو گفتم:

وقتی یاد بگیریم چطور درست ارتباط برقرار کنیم، خیلی از دعواها و قهرها اصلاً اتفاق نمی‌افته. یکی از مهم‌ترین اصول این ارتباط اینه که بدونیم چه زمانی باید حرف بزنیم و چه زمانی باید ساکت باشیم. گاهی بهترین حرف، حرف نزدنه. گاهی بهترین کمک، دخالت نکردنه. و گاهی بهترین محبت، احترام گذاشتن به حریم طرف مقابله.

اگه نکته‌ای براتون مبهم باقی مونده یا کنجکاوید بیشتر بدونید، حتماً سوالتون رو تو کامنت‌ها برام بنویسید. سوالاتتون رو می‌بینم و پاسخ رو به صورت صوتی تو بخش «پرسش و پاسخ» سایت منتشر می‌کنم تا یک گفتگوی عمیق‌تر و زنده‌تر با هم داشته باشیم.

راستی، داخل سایت برای کلی موضوعات مهم دیگه هم مقاله داریم و می‌تونید با استفاده از لینک‌های پایین به اونا دسترسی داشته باشید:

نظرتون چیه؟

ورود به سایت
نام کاربری / ایمیل / شماره موبایل خود را وارد کنید
بازیابی کلمه عبور
شماره موبایل یا پست الکترونیک خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد
ورود به سایت
شماره موبایل یا ایمیل خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر
ثبت نام در سایت
شماره موبایل / ایمیل را تایید و اطلاعات را تکمیل کنید
ثبت نام در سایت
شماره موبایل یا ایمیل خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر

سلام به دوستان عزیزمون!

قبل از اینکه سوالتون رو بپرسید، چند تا نکته هست که دوست داریم باهاتون در میون بذاریم. این نکته‌ها برای اینه که هم شما راحت باشید و هم ما بتونیم به بهترین نحو بهتون کمک بکنیم.

1. درباره پاسخ‌ها

از زبان دکتر طناز فرازی: سعی می‌کنم تا جایی که تجربه و دانشم اجازه میده به بیشتر سوال‌ها پاسخ بدم. البته چون تعداد سوالات زیاده، اول تیم من اون‌ها رو بررسی می‌کنه و سوالاتی که تکراری نیستن رو برای من میفرسته.

2. سوال‌ها و جواب‌ها برای همه منتشر میشن

چرا اینکار رو می‌کنیم؟
چون معتقدیم دغدغه‌ها و سوالات شما می‌تونه به خیلی‌های دیگه هم کمک کنه. برای همین:

همه پاسخ‌ها (البته با اجازه شما) توی وب‌سایت منتشر میشن.

✅ سوال‌ها رو به صورت ناشناس منتشر می‌کنیم. اسم شما جایی نمیاد.

✅ لطفاً توی سوالتون، اسم، آدرس، شماره تلفن خودتون یا دیگران، جزئیات خیلی خصوصی و شخصی مربوط به خودتون یا اطلاعات دیگران رو بدون اجازه‌شون ننویسید.

???? یک نکته مهم: اگر نیاز دارید جزئیات خصوصی رو مطرح کنید، بهتره از فرم‌های خصوصی یا ایمیل استفاده کنید. تو پروفایلتون یک فرم دیگه برای مشاوره با خانم دکتر طناز فرازی داریم. این فرم کاملا امنه و مستقیم برای خانم دکتر ارسال میشه.

3. موقع پرسیدن سوال این نکات رو حتما رعایت کنید:

✅ سن خانم و آقا یا هر شخص دیگه ای که در موردشون سوال دارین

✅ مجرد هستین یا متاهل

✅ فرزندی دارین یا خیر؟ چند سالشونه؟ جنسیتشون چیه؟

✅ چند وقته ازدواج کردین؟ یا چند وقته در رابطه هستین؟

سوالات کلی نپرسید مثلا: ما با هم می‌تونیم ازدواج کنیم؟ ضعیفم باید چیکار کنم؟

 ????مواردی مثل اسم، شهر محل سکونت یا اطلاعاتی که ممکنه با مطرح کردنش هویتتون لو بره رو ننویسید

???? دقت کنید خانم دکتر فقط یک بار سوال شما رو پاسخ می‌دن هر موردی که باعث می‌شه خانم دکتر بتونن بهتر راهنمایی کنن رو ذکر کنید.

4. چه سوالایی رو نمی‌تونیم جواب بدیم؟

  • تجویز دارو – این کار فقط با معاینه حضوری امکان‌پذیره
  • موضوعات مربوط به خودکشی یا آسیب به خود
  • محتوای خشونت‌آمیز یا توهین‌آمیز
  • سوالات با محتوای نامناسب

5. موارد اورژانسی

توجه فرمایید: این فرم برای موارد اورژانسی و بحرانی مناسب نیست!

اگر در شرایط بحرانی هستید، لطفاً فوراً با این شماره‌ تماس بگیرید:

???? اورژانس اجتماعی: 123

???? یا به نزدیک‌ترین مرکز درمانی مراجعه کنید.

6. تغییرات احتمالی

ممکنه گاهی این قوانین رو به‌روزرسانی کنیم. اگر از سایت استفاده می‌کنید، یعنی با تغییرات هم موافقید. پیشنهاد می‌کنیم هر از گاهی یه سری به این صفحه بزنید.


تأیید نهایی

با زدن دکمه “موافقم”، تأیید می‌کنید که:

  • این نکات رو خوندید و باهاشون موافقید.
  • می‌دونید که سوال و جوابتون ممکنه منتشر بشه (برای کمک به دیگران).
  • در صورت نیاز، اطلاعات خصوصی رو حذف می‌کنید.

آخرین به‌روزرسانی: 31 شهریور 1404

اگر سوالی درباره این قوانین دارید، می‌تونید به ما ایمیل بزنید:
info@tannaz.org