سوال کامل مخاطب: من قبلاً یک بار ازدواج کردم و جدا شدم. یه پسرِ هشت ساله دارم. زمانی که تصمیم به جدایی داشتم، جایی مشغولِ کار شدم. تو بحبوحهٔ جداییم با کارفرمای اونجا که توی زندگی با همسرِ دومش بود و به گفتهٔ خودش فقط زندگی میکردن و دوستش نداشت، با درد دل کردن شروع شد و کمکم رابطه شکل گرفت. منم دیگه داشتم جدا میشدم، اما همسرِ سابقم که کلاً تو مدتی هم که زندگی میکردم بددل بود و همش منو با همهٔ مردهای اطرافم میبست، شروع کرد به خانواده و گفتن که من به خاطرِ اون آقا دارم زندگیمو به هم میزنم.
من توی محلِ کار با کارفرمام بیاندازه مشکل داشتم و بارها منو میزد، اما چون جایی نداشتم و خونهٔ پدر با بچه زندگی میکردم و کسی هم نداشتم مالی اونقدر هوامو داشته باشه، میموندم و کتک هم در خفا و حتی جلوی جمع میخوردم و کارمو میکردم و رابطهام باهاش داشتم. البته بارها خواستم بیام بیرون و ایشون به التماس و غلط کردن افتاد که تکرار نمیشه و منم چون توی ذهنم راهی نداشتم، میموندم.
تا اینکه دیگه ایشون کمکم بهم خیلی علاقهمند شدن، دلایلِ جداییِ اول رو گفتن و از همسرِ دومم جدا شدن. سعی کردن روی خودشون کار کنن و همچنین با تراپیست کار کنن تا بتونن کنترلِ خشم کنن، اما باز کم و بیش میزدن.
من با پدرمم توی خونه مشکل داشتم و بیاندازه دعوا و زد و خورد داشتیم که بچم از بس دیده بود به یه مضطرب تبدیل شده بود. آخرین بار که با پدرم درگیر شدم، خواستم خونه بگیرم و ازشون جداشم. این آقا کمکم کرد که خونه بگیرم و جدا شدم از خانواده، اما کنترلش روی من بیشتر شد که برای مراسمها و نرم پیشِ خانوادم. حرفشم این بود که من هفتهای یکی دو شب پیشتم و وقتی پسرت نیست من میام، پس باید جایی نری. سرِ اینم خیلی درگیری داشتیم.
من از ایشون چند ماه پیش با کمکِ خانوادم جدا شدم و خانوادم در جریانِ نود درصد موارد بینمون قرار گرفتن. ایشونم یه سری مطالباتِ مالی ازم کردن چون برام هزینه کرده و منم ولش کردم، منم ماشینمو فروختم تا از شرش خلاص شم.
بعد چند ماه ایشون دوباره اومد سراغم که خیلی عاشقتم و درست شدم و منم نمیدونم چرا، اما حرفهاشو قبول کردم و الان دو ماهه باهمیم. تو این مدت با هم زندگی میکنیم و پسرمم در جریان قرار گرفته و گفتیم شاید ازدواج کنیم.
خانوادم به شدت باهام کنتاک کردن، همش زنگ و گریه و التماس که این آدم بدیه، توی شهر اسمش بده، اگه خوب بود دو تا زنو طلاق نمیداد. راستش من به اسمِ توی شهر و کار ندارم.
سوالم اینه، ممکنه ایشون که توی دو ماه زیرِ سقف سعی کرده خیلی خوب باشه، بازم بخواد به گذشته برگرده و منو بزنه؟ تو این دو ماه، بحثِ زیاد داشتیم، ایشون دو بار فقط منو نیشگون گرفته و منم خواستم بهم بزنم، عذرخواهی کرده.
خیلی مسئولیتپذیره، حامی و حمایتگره، آسیب دیده توی زندگیِ خانوادگیش و دو ازدواجش. الان واقعاً و به شدت عاشقمه، اما خانوادم از طرفی بهم فشار میارن، از طرفی هم اینکه ایشون بخواد ازدواج کنیم و بعد به اخلاقِ گذشته برگرده داره لهم میکنه.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببین عزیزم، ایشون این همه شما رو زدن. حالا طلاق که آدم یه بار یا دوبار جدا شده رو من خیلی ملاک قرار نمیدم، رابطهشونو با شما مورد ملاک قرار میدم. این همه شما رو زدن و بعد که قصدِ جدایی داشتین، اومدن گفتن تمامِ کارایی رو که برات کردم، این چیزای مالی رو باید پس بدی.
آدمِ عاشق مگه همچین… اصلاً مرد مگه همچین کاری میکنه؟ وقتی یه مدتی با یه زن بوده، توی رابطهٔ عمیقی که هفته دو شب، سه شب میرفته خونش، هیچ مردی این کارو نمیکنه. شما ماشینتونو فروختین، پولشو دادین، الان ماشینتونو براتون دوباره خریده. نمیگم بهتر و بدتر و همون ماشینی که شما فروختین و کارهایی که ایشون کردن جبران کردین، مثلاً یعنی انگار نه انگار دیگه. مثل اینکه ایشون هیچ کاری برای شما نکردن.
وقتی شما یه کاری بکنی، منم یه کاری در همون حد یا بیشتر از اون برای شما انجام بدم، یعنی مثل اینکه خودم اون کارا رو برای خودم کردم. شما میتونستین از اول ماشینتونو بفروشین، برین یه جایی برای خودتون بگیرید. ایشون گرفته، بعد پولشو ازتون گرفته. پس این همه به خودتون نگید «نه، کارهایی که برام کرده، کارهایی که کرده، حمایتِ مالی که کرده». کدوم حمایتِ مالی؟ کدوم کار؟
این هم که کتک زدن، حالا اوکی باشه، میگن اصلاح شدن، الان دو ماهه. شما یه چهار ماه دیگه، پنج ماه دیگه قبل از اینکه چیزی رو امضا کنید، عقد کنید، صیغه کنید، محضر بدید، چهار پنج ماه دیگه هم صبر کنید، ببینید اولاً آیا واقعاً تغییر کردن یا نه. ثانیاً، مسئلهٔ ماشینو که پیش اومده، بهشون بگین: «شما دفعهٔ قبل ما باهم بودیم، این همه جلو رفته رابطه، من تا به هم زدم گفتین بیا اینو، اینو، اینو بده. من از کجا بدونم که اگه دفعهٔ بعدی، با توجه به اینکه شما دو تا طلاق هم تو پرونده هست، این کارو بخواین بکنین؟ من نمیام پدرمو دربیاری، بیا اینو بده، اونو بده، این کارو کن، اون کارو کن و ماشینمو برام بگیر.»ببینین میکنن این کارو یا یهو شروع میکنن دوباره به زدنِ شما.

