سوال کامل مخاطب: خانم دکتر، من و پارتنرم ۱۲ سال پیش با هم بودیم؛ بعد جدا شدیم و حالا بعد از ۱۲ سال دوباره میخوایم باهم باشیم. تصمیم به ازدواج داریم؛ اون زمان هم داشتیم، ولی بهواسطهٔ بچه بودنِ من و کارهایی که میکردم، از هم جدا شدیم. حالا خیلی تغییر کردیم؛ مخصوصاً من که ۶ ساله دارم روی خودشناسی کار میکنم، مشاوره میرم و درمانگر دارم. الان توی رابطهمون خواستههامون رو میگیم و مطرح میکنیم که چی دوست داریم و چی دوست نداریم؛ خلاصه خیلی با هم خوب شدیم. اما از اینکه بهش وابسته بشم میترسم؛ باید چیکار کنم؟
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببین عزیز من، وقتی شما قصد ازدواج با یه نفر رو دارین، این خیلی طبیعیه که هم دلبستگی ایجاد میشه و هم بعد از یک مدتی وابستگی. آدم یک چیزی رو که دائم باهاش هست حتی یک شی، مثل یک گلدون سبزی که پنج شش ساله تو خونهٔ من هست و من خودم بهش آب میدم اگر یهو یه بلایی سرش بیاد، من تا یه هفته ناراحتم؛ با اینکه دلبستگی خاصی بهش ندارم و فقط اونجا بوده، ولی وقتی جاش خالیه و میبینم، خیلی حس خوبی بهم دست نمیده؛ پس چرا نباید به یک آدم وابسته بشیم؟ برای چی اگه از وابستگی به این آدم میترسین؟ چه ترسی داره؟ شما میخواین با یه نفر یک زندگی رو بسازین که پر از چیزای مختلفه؛ اون وقت فقط قسمت وابستگیش الان داره اذیتتون میکنه؟ این یه چیزیه که به صورت طبیعی پیش میاد دیگه؛ مگه میشه آدم جلوش رو بگیره؟

