سوال کامل مخاطب:دو ساله که ازدواج کردم و این ازدواج دومم هست. شوهرم از اولش من رو کتک میزد و فحش میداد، ولی بهخاطر اینکه دوستش داشتم و حرف مردم، باهاش زندگی کردم و همش کوتاه اومدم. تا اینکه یه شب ناخودآگاه ترکیدم و مثل خودش رفتار کردم؛ هم فحش دادیم و هم کتککاری کردیم و ایشون من رو از خونه بیرون کرد. الان یک ماهه که هیچ اقدامی برای جدا شدن نکرده، ولی دنبالم هم نمیاد. یکی دوبار ازش معذرتخواهی کردم، ولی قبول نمیکنه. چیکار کنم؟ خیلی برام سخته که بخوام دوباره جدا شم؛ چون ما توی شهر کوچیک زندگی میکنیم.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببین عزیزم، ما بعضی اوقات وقتی از یه نفر کمک میخوایم، نوع سؤالی که میپرسیم عجیبه. شما به من میگین که دوستش دارم و نمیتونم جدا شم؛ بعد میپرسین که الان چیکار کنم؟ کسی که دائم شما رو کتک میزنه، از هر کی و هر جا بپرسین، میگن که اون رابطه، رابطهٔ ناسالمیه.
خدا رو شکر که بچهای توش نیست. الان فرض کنین من به شما یه راهحل بدم، ایشون هم شما رو ببخشه و شما هم به زندگی برگردین و یکی از این ماهها حامله و بچهدار بشین. بعد که بچه بیاد، میدونین چه فشاری روی رابطهٔ زن و مرد میاره؟
این کتکزدنها قطعاً بیشتر میشه، چون به اعصابشون بیشتر فشار میاد و توهینها هم بیشتر میشه. شما توی دو سال نتونستین طاقت بیارین؛ بعد با بچه ظرف شش ماه تمام روح و روان و اعصابتون به هم میریزه. اون موقع کتککاری و داد و بیداد خیلی بدتر میشه؛ بعد دیگه دنبالت نمیاد و طلاقت هم میده. اونوقت میخوای با یه بچه و دو تا طلاق توی شهر کوچیک چیکار کنی؟
این حرفی که میزنین (حرف مردم و اینکه نمیخوام دوباره طلاق بگیرم)، باید قبل از ازدواج دوم بهش فکر میکردین و برای شناخت اخلاق و رفتار طرف فرصت بیشتری میدادین. الان میخواین کار رو بدتر کنین؟ شما خودتون رو از چاله توی چاه انداختین؛ حالا میخواین از این چاه خودتون رو توی چاه عمیقتر بندازین؟
اگه راضیش کنین و برگردین و بعد با یه بچه جدا بشین، فکر میکنین توی شهر یا روستای کوچیک چه اتفاقی براتون میافته؟ دیگه هیچی؛ دیگه همهچیز تموم میشه. الان لازم نیست که برای برگشتن اصرار کنین. وقتی ایشون دنبالت نیومدن، یعنی نمیخوان.
کسی که یه آدم رو دوست داره، ممکنه یک یا دو بار اشتباه کنه (که همون هم کار درستی نیست؛ چون آدم حیوون رو هم نمیزنه، چه برسه به انسان)، ولی وقتی دائم دست روتون بلند میکنن و زد و خورد هست و خودشون اصلاً نمیتونن ببخشن، چه رابطهای و چه برگشتی وجود داره؟
شما سر ازدواج دومت اشتباه کردی؛ اشتباهت رو بپذیر، جدا شو و دوباره وارد رابطه نشو. شما برای کارکردن روی خودت به حداقل یک سال تا یک سال و نیم زمان احتیاج داری. سر کار برو، یه حرفهای یاد بگیر و به خودت برس. بعد از یک سال و نیم، نگاه کن و ببین میخوای با زندگیت چه کار کنی.
اینکه ازدواج اول جدا شدی و سریع وارد دومی شدی اشتباهه. آخه عزیز من، این رابطه نه برگشتن داره و نه راهکاری. اینکه میگی «نمیتونم فراموشش کنم» هم طبیعیه؛ اصلاً قرار نیست فراموشش کنی. اون توی سرت هست، ولی نمیتونی باهاش زندگی کنی.

