سوال کامل مخاطب: عاشق یه پسر مجرد شدم که همسن خودمه. قرار بود این پسر بیاد خواستگاریم. مادرش گفت: «اگه اون دختر و بگیری، خودمو میکشم، نفرینت میکنم، راضی نیستم.» درحالیکه شوهر خودش همزمان سهتا زن داره در حال حاضر. پسرش بهش گفت: «خودت چرا با کسی که بچه داشت ازدواج کردی؟» گفت: «واسهٔ مرد بد نیست بچه داشتن، واسهٔ زن بده.» بعدش به پسرش گفت: «تو اگه مهمونی بری، جلوت میوه بگیرن، میوهٔ سالم و برمیداری یا میوهٔ خراب رو؟» گفت: «چهجوری روش میشه قبلاً با یکی خوابیده، با توام بخوابه؟» درحالیکه پسر خودش با اینکه مجرده، رابطهٔ جنسی داشته چند بار. بعد وقتی اینو به مامانش گفت، مامانش گفت: «تو پسری، واسهٔ تو بد نیست، واسهٔ دختر بده.» به پسرش گفت: «اگه خدا بیاد پایین، اگه امام زمان بیاد، اگه هزار تا قرآن بیاری بگی این دختر امام زمانه، بازم نمیگیرمش برات.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
خب ببین عزیزم، اینجور مواقع ما دوتا راه داریم. یک راه که قطعاً برای اینکه خانوادهٔ طرف هرگز شما و بچهتون رو نمیپذیرن و شما قطعاً بچهٔ دومی خواهید داشت با این آقا، و بین اون بچه و این بچه خیلی فرق خواهند گذاشت و شما بسیار بسیار اذیت خواهید شد. تازه اگه رضایت بدن به ازدواج، که فکر کنم از همون مرحله هم رد نشه، خیلی کارِ پردردسری خواهد بود. یا اینه، یا اینکه ول کنین بهخاطرِ این اتفاقایی که ممکنه بیفته، رها کنید و صبر کنید تا کیسِ مناسبتری پیدا شه.
یا اینکه این پسر کلاً قیدِ خانوادش رو بزنه و بیاد با شما ازدواج کنه و با هم یه زندگی رو بسازید، که این تا ۱۰، ۱۵ سال اوکیه. بعدش هر بچهای هوای خانوادهش رو میکنه، دلش تنگ میشه، مامانش حالش خوب نیست، باباش خوب نیست. و اگه خدایی نکرده این وسطا اتفاقی بیفته، تا آخرِ عمر شما مسئولِ خرابشدنِ رابطهٔ ایشون با اینکه خودش تصمیم گرفته بیاد ولی شما میشید مسئولِ خراب شدنِ رابطهاش با فامیلش. و بعد به یه جایی میرسه که رابطهٔ خودتون با ایشون شروع میکنه خرابشدن، سرِ اینکه شما رو مقصر میدونن. بنابراین میگم انتخاب با شماست. این سهتا چیز ممکنه پیش بیاد، ولی مامانِ ایشون کوتاه نمیاد.

