سوال کامل مخاطب: ۵ سال با کسی هستم و قراره بیاد خواستگاری. یک بارم با خانوادهام صحبت کرده که: «من کارمو انجام بدم، من میام جلو.» منتهی تو این ۵ سال، هر سری بهانههای مختلف میاره. یهبار میگه داره جنگ میشه، یهبار میگه اقتصاد بده، یهبار میگه دلار رفت بالا، یهبار میگه طلا رفت بالا. هر سری یه بهانه.
و هنوز هم منو به خانوادهاش معرفی نکرده؛ ولی من معرفی کردم و به خانوادهام گفتم که با ایشون هستم، صحبت میکنم، بیرون میریم، اما اون نه. خودمم فهمیدم این به دردم نمیخوره. یه خواستگار جدید اومده برام که دارم روی اون فکر میکنم؛ آدم خوبیه، آدم متشخصی هستش. ولی نمیدونم چطوری به خواستگار اولم بگم نمیخوامت و میخوام ازدواج کنم.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
عزیزم، ۵ سال مدت زمان خیلی خیلی خیلی خیلی زیادیه! و اگه ایشون میخواستن با شما ازدواج کنند، تا حالا این ازدواج سر گرفته شده بود و انجام شده بود؛ یا مثل خیلیهای دیگه که منتظرن اوضاع بهتر بشه، شما رو به خانوادهشون معرفی میکردن، نامزدی یا عقد انجام میشد تا زمانی که بتونین برین خونه خودتون یا عروسی بگیرین یا خیلی چیزای دیگه.
وقتی کسی اینجوریه، شما اصلاً هیچ بدهی بهشون ندارید که: «وای چجوری بهش بگم؟» شما باهاشون بودید، پنج سال بهشون فرصت دادید و اتفاقی نیفتاده. الان یک شانس دیگهای دارید و دوست دارید یک زندگی رو بسازید و شروع کنید. بهشون میگین: «آقای محترم! اگر میخوای ازدواج بکنی و میتونی، شما وقت داری ظرف یک هفته تا ۱۰ روز آینده با پدر مادرتون بیاین خونه ما و حلقه انگشتر بگیرین و ما عقد کنیم یا نامزد کنیم. اگر هم نمیخواد و شرایط برات مهیا نیست، من میخوام به این دلیل، این دلیل، این دلیل ازدواج کنم و دیگه نمیتونم صبر کنم؛ پنج سال صبر کردم، تموم شد.»

