سوال کامل مخاطب: خانم دکتر عزیز، اگه توی زمان خواستگاری و ماه اول همهچی اوکی و خوب باشه، ولی بعدش ورق برگرده، رابطهها تغییر کنه و مشکلات خودشون رو نشون بدن، باید چیکار کنیم؟ اگه بعد از ازدواج چهرههای واقعیشون رو نشون بدن، راهکار چیه؟ سوال بعدیم اینه که با ورشکستگی شوهر بعد از چند سال زندگی، چطور باید برخورد کنیم، چطور میشه بهش کمک کرد و با این قضیه کنار اومد؟ در آخر، با وجود بچه، با دروغهایی که گفته میشه چطور باید برخورد کرد؟ متشکرم.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببین عزیزم، اگه بچه هست، آدم اولِ اول باید بچه رو در نظر بگیره. اینکه همسر ورشکست شده یا نشده، یا اخلاقش اینجوری شده یا نشده، تا زمانی که از نظر پدر بودن مشکلی برای بچه ایجاد نکنه، خیلی مهم نیست. اگه توی منزل تنش خیلی زیاد باشه منظورم از تنش بحث و ناراحتی و اینا نیست؛ یعنی داد و بیداد، در و تخته به هم کوبیدن، ظرف شکستن و خداینکرده زد و خوردهای فیزیکی، این محیط اصلاً برای بچه خوب نیست. این از اون موارد خیلی محدودیه که اگه جدایی انجام بشه، بهتر از اینه که بخوان با هم بمونن. درسته که جدایی هم روی بچه اثر بد میذاره، ولی این وضعیت از جدایی بدتره. اگه محیط خونه اینمدلی نیست و فقط شمایین که الان ناراحت هستین، باید بهخاطر بچه تحمل کنین، چون بچه اولویته. باباش باباشه، مامانش مامانشه؛ هر دو رو دوست داره و خیلی بهتره که با حضور پدر و مادر، با هم بزرگ بشه. اینکه یه ماه بعد از ازدواج همه چیز تغییر کنه، یهخرده عجیبه. باید بیشتر بهم توضیح بدین که منظورتون از «تغییر کردنِ همهچیز» چیه تا بتونم بهتر بهتون توضیح بدم.

