سوال کامل مخاطب: یه ادمی اومد توی زندگیم و 8 ماه با هم بودیم و همه چیز هم عالی بود تنها مشکلم این بود که وقتی عصبی میشد فحش میداد به همه و اخرین بار حدودا دو ماه پیش وقتی که از مسئله ای که برای من از سمت مادرم پیش اومده بود ناراحت شده بودم یهو برگشت گفت که من میدونم با مامانت چیکار کنم اون تا حالا صابون سفت به تنش نخورده و منم به خاطر همین حرفش ناراحت شدم و کات کردم و هفته پیش ازم خواست دوباره به هم برگردیم و از اونجایی که من قبول نکردم و هنوز دلم باهاش صاف نیست نمی دونم چیکار کنم به نظرتون درست میشه یا نه؟
پاسخ: دکتر طناز فرازی
وقتتون بخیر. بارها گفتیم که توی یه رابطه وقتی یه اتفاقی میافته که اتفاق خوشایندی نیست، نمیشه یک نفر (یک طرف) صددرصد مقصر باشه و اون یکی طرف صفر. همیشه یک میزانی از تقصیر با منی که فکر میکنم مقصر نیستم هم هست. بیشتر اوقات هم زیر ۱۰ درصد نیست؛ یعنی سی هفتاد، کمش ۲۰ هشتاد، یا خیلی نزدیکتر ۵۵، ۴۰، ۶۰.
در مورد سؤالی که شما کردین از منم همینه. زمانی که منِ نوعی در هر رابطهای که حالا دارم، و به یه آدمی که منو دوست داره و روی من حساسه، در مورد اینکه یه شخص دیگهای (حالا اون شخص هرکی میخواد باشه، اینجا مامان شما بوده، راجع به دوستم، برادرم، هرکی که منو اذیت کرده) صحبت میکنم، پیشش گریه میکنم، بعد کلی ابراز ناراحتی میکنم که: «وای این اینجوری کرد، اینجوری کرد، من ناراحت شدم، من حالم بد شد، من دلم شکست…»؛ بعد خب اونی که دارم اینا رو بهش میگم منو دوست داره، از جنس سنگ که نیست! سواد رابطه میگه که اون باید سکوت کنه، شنونده باشه؛ ولی ما الان همه خبره هستیم در سواد رابطه، اگه اینجوری بود که اینهمه مشکل تو رابطههامون نداشتیم!
طرف هم چون من رو دوست داره، اولین عکسالعملش اینه که شروع میکنه یا بد و بیراه گفتن به اون طرفی که منو اذیت کرده (از روی دوست داشتن)، یا هم عصبانی میشه هم دفعه بعد که طرفو ببینه یهو عکسالعمل نشون میده، یا یهو تلفنو برمیداره زنگ میزنه به طرف یه چیزی میگه.
بعد اونوقت من که خودم باعث و بانی این مسئله بودم، من این ماجرایی که بین من و مامانم بوده (و ببینین رابطه هفت هشت ماهه، رابطه طولانی عمیقی نیست که من بیام یه چیزی که یه مسئله خانوادگی خصوصی بین من و مامانمه رو برای شخص سوم تعریف کنم)، شما اومدین کار اشتباه کردین. این بوده که اول یه چیز خصوصی رو گفتین، بعد ابراز ناراحتی و دلشکستگی و «آی اینجوری شد اینجوری شد» اینم گفتین.
بعد اون آدمی که شما رو دوست داره عکسالعمل نشون داده، تازه از دستش ناراحتم هستین که مثلاً: «چرا حرف بدی زد به مامان من؟». خب دقیقاً مقصرش اینجا، ۸۰ درصد مقصر شما بودین، ۲۰ درصد ایشون که احترام رو تو حرف زدنشون رعایت نکردن. اشتباه کردین دیگه!
زمانی که ما یه شخصی رو که دوست داریم (حالا دوست صمیمیمونه، یکی از اعضای خانوادهمونه) پیش همسرمون، دوستپسرمون، نامزدمون خراب میکنیم، نباید انتظار داشته باشیم که روی نظر اون آدم، قضاوت اون آدم، عکسالعمل اون آدم هیچ تأثیری نداشته باشه. و این بسیار بسیار کار اشتباهیه؛ که چون من به دوست صمیمی، مامانم، بابام، خواهرم، برادرم نزدیکم، دو هفته دیگه هم این مسئله کاملاً یادم میره با هم میشیم عین قبل، ولی این شخص سومی هیچوقت یادش نمیره که اون آدم منو ناراحت کرده یا به من توهین کرده یا منو اذیت کرده. هیچوقت یادش نمیره.برای همین بله عزیزم در جواب سوال شما، شما اشتباه کردین و و الانم که ایشون میخواد برگرده اجازه بدین برگرده و کلاً یاد بگیریم راجع به خانوادهمون حرف بدی نزنیم.

