سوال کامل مخاطب: من یه خانم ۲۴ ساله هستم و شوهرم ۲۷ سالشه. پنج سال پیش ازدواج کردیم و تو این مدت شش، هفت بار قهر کردم و به خونهٔ بابام رفتم. همسرم اذیتم میکرد؛ هر دفعه هم بخشیدمش و برگشتم، چون میگفت اشتباه کردم، دیگه تکرار نمیشه و اخلاقم رو درست میکنم. اما تا میرفتم خونه، دوباره همونجوری میشد. هیچ وقت بهم توجه و محبت نکرد، جلوی فامیلهاش من رو کوچیک میکرد و حرف زشت بهم میزد. شبها هم اصلاً بهم محل نمیذاشت. خیلی بهش فرصت دادم و گفتم خودت رو درست کن، ولی میگفت: «من همینم که هستم، میخوای بخواه، نمیخوای نخواه.» الان دوباره خونهٔ بابام هستم و اون باز داره التماس میکنه که برگرد، اخلاقم رو درست میکنم. اما من گفتم نه، دیگه فایده نداره. نه باوری بهش دارم، نه دوستش دارم و نه بهش اعتماد دارم. به نظر شما باید چیکار کنم؟
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببین عزیزم، اولاً که سن هر دوتون خیلی کمه و خیلی هم زود ازدواج کردین. یه بچهٔ ۱۹ ساله و یه پسر ۲۱ یا ۲۲ ساله، هیچکدوم نمیدونن واقعاً چی میخوان و اخلاقشون به مرور زمان عوض میشه. نکتهٔ دوم اینه که پنج سال زمان خیلی خوبیه تا آدم یک نفر رو، اخلاقش، رفتارش و شخصیتش رو تقریباً به صورت کامل یعنی ۸۰ درصد یا بیشتر بشناسه. ایشون هم حرف درستی میزنه؛ تو این سن شاید بشه رفتار رو کمی عوض کرد، ولی شخصیت آدم که عوض نمیشه. چون پنج سال زمان کافی و زیادی بوده، سنتون کمه، اختلاف سنیتون کمه و اگر بچه ندارین، فرصت جبران دارین. ایشون درست نشده و به نظر من برگشتن دوباره به این زندگی کار درستی نیست.

