سوال کامل مخاطب: : همسر من ۶۶ سالشه و به خاطر اضطراب درونی شدید به سمت اعتیاد و مصرف تریاک رفته. ایشون اصلاً حاضر به تراپی و مشاوره نیست، مشاورها رو قبول نداره و به دلیل خودشیفتگی زیاد میگه «همه برای حل مشکلاتشون سراغ من میان». این موضوع رو از خانواده هم پنهان میکنه. من هنوز بهش نگفتم که متوجه اعتیادش شدم. چطوری باید باهاش مطرح کنم؟ آیا باید ناگهانی بگم که میدونم مواد مصرف میکنه و ازش خواهش کنم که ترک کنه؟
پاسخ: دکتر طناز فرازی
خب ببینید، اولاً ترک اعتیاد از نظر فیزیکی که کاری نداره؛ دو هفته و نیم تا سه هفته طول میکشه و طرف کاملاً پاک میشه. اعتیاد یک منشاء و ریشهٔ روانی داره که الان شما احساس میکنین مال همسرتون اضطرابه. معمولاً اضطراب نیست و چیزای ریشهایتره؛ ولی خب حالا فرض کنیم که اضطراب باعث شده به این سمت برن.
شما به جای اینکه بیاین بهشون بگین «من میدونم شما معتادی» و بخواین کمکشون کنین ترک کنن چون این خیلی کار راحتیه، سعی کنین متوجه بشین که چه اضطرابی دارن که اینقدر شدیده، حلنشدنیه و داره آزارشون میده که به سمت مواد رفتن. این رو که پیدا کردین به من بگین، خیلی بهتر میتونم کمکتون کنم.
همه که خودشیفته نیستن. اگه خودشون رو قبول دارن، لزوماً آدم خودشیفته یا نارسیست نیستن؛ چون نارسیست خیلی خصوصیتهای اخلاقی دیگهای جز قبول داشتن خودش باید داشته باشه. ولی اگه فرض کنیم که این هم تشخیص درسته و خودشیفته هستن، اصلاً ممکنه بگن: «نه، همچین چیزی نیست.» زمانی که من حاشا کنم و قبول نکنم، شما چجوری میخواین به من کمک کنین؟ یا اگر قبول بکنم، ولی احساس کنم که من میدونم دارم چیکار میکنم، کارم هم درسته و حد و اندازهاش رو بلدم نگه دارم… باز فرقی نمیکنه دیگه؛ شما کاری ازتون ساخته نیست. باید پیدا کنیم که اضطرابش برای چیه.

