سوال کامل مخاطب: خانم هستم، ۳۳ سالمه و مجردم. تا حالا دو بار تو زندگیم جدا شدم؛ بار اول ۱۷ سالگی به اجبار خانواده بود و بار دوم ۱۸ سالگی با خواستهٔ خودم، چون همسرم سنش کم بود و درک کردن یه سری چیزها براش سخت بود؛ البته دخالتهای خانوادهش مخصوصاً مادرش و تأثیر طلاق اولم هم باعث دعوامون میشد. ازدواج دومم حدود ۵ سال طول کشید و عقد بودیم، ولی عروسی نکرده بودیم و سر خونهزندگیمون نرفته بودیم. بعد از جدایی افسردگی گرفتم و رفتم مشاوره. بهم پیشنهاد کردن یه جای شلوغ کار کنم و منم تو کافه و فستفود مشغول شدم و حالم بهتر شد. اما بعدش وارد یه رابطهٔ خیلی افتضاح و سمی ۵ ساله شدم که خیلی اذیتم کرد و باعث شد تبدیل به دختری بشم که خودم دوسش ندارم. الان حدود ۷ ساله که مجردم و اون رابطهٔ اشتباه باعث شده با پسرهای زیادی وارد ارتباط بشم. دوست دارم ازدواج کنم و تشکیل زندگی بدم، اما میترسم؛ چون همش آدمهای بهشدت سمی وارد زندگیم میشن و نگران سنم و مسائل دیگه هستم. اون رابطهٔ سمی ۵ سال طول کشید تا تموم بشه.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببین عزیزم، وقتی توضیحی که به من میدین کامل نیست، باید به من بگین چرا به اون رابطه میگین سمی، چه اثری روتون گذاشته و چه اتفاقی افتاده که تموم شده تا بتونم بهتر راهنماییتون کنم. بعدش هم این کار خیلی اشتباهه؛ تو هر اتفاقی که میفته، هر دو نفر مقصرن. حالا گاهی ۲۰-۸۰، گاهی ۱۰-۹۰، گاهی پنجاه-پنجاه، گاهی ۶۰-۴۰. انتخابها رو شما کردین؛ کسی که بهزور نیومده باهاتون وارد رابطه بشه. انتخاب کردین و انتخابهای خوبی نبودن.
بعد ببینین چرا شما به سمت این آدمها میرین، به سمتشون کشش دارین و انتخابشون میکنین؛ این اولین مسئله هست. هر اتفاقی افتاده، چون خودتون هم توش مقصر بودین، نباید این حالت مظلومنمایی باشه که «آی من اینجوری شدم، این آدم این کار رو کرد، این رابطهٔ سمی بود». اتفاقاً برعکسه؛ اگه دقیقاً میدونین چرا این اتفاق افتاده، خب میتونین درستش هم بکنین دیگه. ولی باید اطلاعات بیشتری بهم بدین.

