سوال کامل مخاطب: خانم ۲۹ سالهای هستم و با پدر و مادرم زندگی میکنم. خانوادهام خیلی بسته و مذهبی هستن و به من اجازه نمیدن با هیچ پسری وارد رابطه بشم.
من خودم قصد ازدواج دارم، ولی خانوادهام واقعاً دارن اذیت میکنن. احساس میکنم نفسم داره قطع میشه؛ فکر کنین من باید ساعت هفت عصر حتماً خونه باشم و احساس میکنم زندانیام. باید چیکار کنم؟
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببینین عزیزم، راجعبه خواهرتون گفتین، ولی راجع به برادرتون هیچی نگفتین. و بله، من خانمهایی دیدم که ۴۲ سالشونه و هنوز توسط خانواده خیلی خیلی خیلی زیاد کنترل میشن؛ حتی اجازه ندارن باشگاه برن.
بنابراین فکر نکنین که فقط خودتون تنهایین. هنوز خانوادههای سنتی با فرهنگ قدیمی خیلی خیلی زیاد در ایران داریم.
میتونین با مامان و باباتون بشینین و صحبت کنین که: «من الان دوست دارم ازدواج کنم؛ یا خواهش میکنم برام خواستگار پیدا کنین، یا اجازه بدین که من خودم برای خودم یه کسی رو پیدا کنم».
وقتی اینجوری میشه، باید منطقی باهاشون صحبت کنین، نه با داد و بیداد و دعوا و اینکه بگین «شما نمیزارین من کاری بکنم»؛ باید بهشون راهکار بدین.
بگین: «من الان میخوام ازدواج کنم. یا به دوست، آشنا و خانوادهٔ اینور و اونور بسپرین که خواستگار بیاد و بره تا من یکی رو انتخاب کنم؛ یا اگه شما نمیتونین و ازتون ساخته نیست، باید به من اجازه بدین که من خودم شخصی رو پیدا کنم».
چون اینجوری که نمیشه؛ من هرچی سنم بالاتر بره، این کار سختتر میشه و بعد شما هم دچار مشکل میشین.
شما تا کی میخواین من رو ساپورت کنین؟ تا کی میخواین هزینههامون رو بدین؟ تا کی تو خونه باشم؟ بچهدار شدن سخت میشه و دیر میشه. باید اینجوری باهاشون صحبت کنین.

