طناز و شما

همسرم ۱۰ سال از من بزرگتره، اعتیاد داره و به خودش نمی‌رسه؛ از ظاهرش خجالت می‌کشم و رابطمون سرده. با این وضعیت چیکار کنم؟

0:00
/
0:00

سوال کامل مخاطب: نمی‌دونم چرا من از اینکه با شوهرم بیرون برم خجالت می‌کشم؛ از اول ازدواجم این حس رو داشتم. الان ۳۸ ساله باهاش زندگی می‌کنم. از لحاظ ظاهری هر که ما رو با هم ببینه، می‌گن که پدرته؛ چون هم چاقه، هم به خودش نمی‌رسه. در ضمن اعتیاد به تریاک هم داره. رابطم با همسرم سرد و بی‌روحه. هر موقع بهش می‌گم بیا با هم حرف بزنیم، با هم بیرون بریم، مسافرت بریم، می‌گه: «توروخدا باز شروع نکن، چه حرفی داریم؟ بذار زندگیمون رو بکنیم.» من این زندگیِ بدون عاطفه و سرد رو دوست ندارم؛ مثل مجسمه، نه حرفی برای زدن، نه احساسی.

پاسخ: دکتر طناز فرازی
خوب ببینین، اگه الان منظورتون اینه که چون طلاق به قول خودتون «عاطفی» گرفتین که این هم خیلی لفظ بیخودیه که روان‌شناسای زرد در ایران راه انداختن. نه، یه مقداری از هم فاصله گرفتیم؛ این «طلاق عاطفی» یعنی چی؟
الان تو این سنی که شما و همسرتون هستین، با بچه‌های بزرگ، اگه منظورتون از این حرفایی که زدین اینه که «خب بریم به سمت طلاق و جدایی»، این رو که من اصلاً بهتون پیشنهاد نمی‌کنم؛ چون بعدش اتفاقای خوبی نخواهد افتاد و شما این آرامش و راحتی که الان تو خونه‌ زندگیتون دارید هم ازتون گرفته می‌شه. قطعاً کسی که به مواد مخدر اعتیاد داره و الان تو زندگیش آرومه، شما بخواین بیاین آرامش اونم بزنین به هم و حرفی از طلاق و جدایی بزنید، این کار رو براتون راحت نخواهد کرد و شما متضرر می‌شین. بنابراین این که اصلاً هیچی.
پس اینی که هست رو باید ببینیم چه کار کنیم. شما می‌تونید ببینید هر چیزی یه سن و سالی داره. اینکه آدما می‌گن «نه، شما هنوز… اِل و بِلی…»، این حرفا حرفای بیخود و پوچه که آدما رو به دردسرایی می‌ندازه که بعد از چاله می‌افتن تو چاه؛ و اون آدمایی که اون حرفا رو زدن و انداختنشون تو چاه، نمی‌تونن حتی تا نصفه چاه بکشوننشون بالا، چه برسه درشون بیارن. هر چیزی سن و سالی داره.
من باربی خیلی دوست دارم، عروسک باربی رو خیلی دوست دارم؛ تا کی؟ تا سن چهار پنج‌ سالگی، شش‌سالگی، آخرش. از شش‌ هفت‌ سالگی به بعد اگه کسی بهم باربی بده، تا ۱۰ سالگی شاید به کسی نبخشمش، قشنگه، همون‌ جوری تو باکسش تو کتابخونه نگهش می‌دارم؛ ولی از ده یازده سالگی به بعد، نه می‌خوام، نه خوشم میاد، نه باهاش بازی می‌کنم. کسی بهم بده، یه نگاه چپ‌ چپی هم بهش می‌کنم، بلافاصله می‌بخشمش به یه بچه‌ای که باهاش بازی کنه.
یه سری از کارا مثل «وای من رابطه مثلاً جنسی خیلی خوب می‌خوام، من اینو می‌خوام، اونو می‌خوام» اینا یک سن و سال داره و وقتی از اون سن و سال ما رد می‌شیم، اون خوشحالی و حال خوبمون رو باید از چیزهای دیگری بگیریم. طبیعت این‌جوریه.
من با شوهرم خوشحالم، بعد با شوهرم و بچه‌هام خوشحالم، بعد شوهرم فرمش عوض می‌شه؛ می‌شیم دو تا «هم‌خونه» که به هم احترام می‌ذاریم، یه تاریخچه‌ای با هم داریم، گاهی با هم صحبت می‌کنیم، گاهی مسافرت می‌ریم، ولی بیشتر فوکوسمون می‌ره رو بچه‌هامون و زندگی بچه‌هامون و نوه‌هامون و این‌جور چیزا. یا می‌شه «شخصی»؛ یعنی من به رشد شخصی خودم فکر می‌کنم. فکر می‌کنم که: «خوب الان تو ۱۹–۲۰ سالگی ازدواج کردم و از اون موقع چون پشت‌ سرهمم بچه‌دار شدم و فکرم بچه‌هام بوده، خیلی کارا خودم دوست داشتم انجام بدم که انجام ندادم. شاید دلم می‌خواسته یه ساز یاد بگیرم، کلاس آواز برم، دلم می‌خواسته نقاشی رو یاد بگیرم، دلم می‌خواسته گلدوزی کنم، دلم می‌خواست یه بیزینس داشته باشم برای خودم…» اینا رو هیچ‌ کدوم فرصتشو نداشتم؛ الان بچه‌ها رفتن، اون وقت و جای خالی رو که دارم، شروع می‌کنم به رشد شخصی؛ اون کارهایی رو که دوست داشتم انجام بدم و فرصتش نبود رو الان یاد می‌گیرم. همسرم هم اون کنار هست.
بله، ما با همسرمون یک قسمتی از زندگیمون صددرصد باید با اون و در کنار اون پر بشه؛ ولی وقتی من حالم خوب نیست و هیچ کاری جز وقت‌ گذروندن با همسرم ندارم، راه و روشی که انتخاب می‌کنم برای اینکه اون رو بکشم به اینکه با هم کاری انجام بدیم، مناسب نیست.
چون پیشنهاد بهش می‌دم، تا می‌گه نه، ناراحت می‌شم، عکس‌العمل نشون می‌دم، یا دستوری باهاش حرف می‌زنم، یا غر می‌زنم، یا شخصیتش رو خُرد می‌کنم، یا بی‌احترامی می‌کنم؛ و این فاصله رو بیشتر می‌کنه. ولی وقتی خیلی حالم خوبه، باانرژیم، خوبه، اون آدمم دلش می‌خواد بیاد تو این حالِ خوبِ من شریک بشه؛ دوست داره بیاد تو کار من، با هم بریم مسافرت، راجع به کار من بدونه، با هم صحبت کنیم. یا شروع می‌کنم راجع به چیزایی که برای اون آدم مهمه و دوست داره حرف زدن. شوهر من فوتبال دوست داره؟ من می‌شینم باهاش فوتبال می‌بینم، صحبت می‌کنیم، این‌ور اون‌ور… مثل جرقه‌های کوچیک می‌مونه زده می‌شه، آتیشه دوباره برمی‌گرده. اون دوست داره بره پیاده‌روی؟ خب من باهاش می‌رم پیاده‌روی. اون دوست داره بشینه مثلاً فیلم و سریال ببینه؟ من می‌شینم باهاش سریال می‌بینم. اشکال نداره، این‌جوری شروع می‌شه؛ بعد اون‌وقت کارایی که من دوست دارم رو هم انجام می‌دیم. ولی یک قسمتی، قسمت زیادی از وقتم رو بعد از این سن که دیگه بچه‌ها رفتن سر خونه‌ زندگیشون و اوکی‌اند، خودم باید برای خودم پر کنم.

نظرتون چیه؟

ورود به سایت
نام کاربری / ایمیل / شماره موبایل خود را وارد کنید
بازیابی کلمه عبور
شماره موبایل یا پست الکترونیک خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد
ورود به سایت
شماره موبایل یا ایمیل خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر
ثبت نام در سایت
شماره موبایل / ایمیل را تایید و اطلاعات را تکمیل کنید
ثبت نام در سایت
شماره موبایل یا ایمیل خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر

سلام به دوستان عزیزمون!

قبل از اینکه سوالتون رو بپرسید، چند تا نکته هست که دوست داریم باهاتون در میون بذاریم. این نکته‌ها برای اینه که هم شما راحت باشید و هم ما بتونیم به بهترین نحو بهتون کمک بکنیم.

1. درباره پاسخ‌ها

از زبان دکتر طناز فرازی: سعی می‌کنم تا جایی که تجربه و دانشم اجازه میده به بیشتر سوال‌ها پاسخ بدم. البته چون تعداد سوالات زیاده، اول تیم من اون‌ها رو بررسی می‌کنه و سوالاتی که تکراری نیستن رو برای من میفرسته.

2. سوال‌ها و جواب‌ها برای همه منتشر میشن

چرا اینکار رو می‌کنیم؟
چون معتقدیم دغدغه‌ها و سوالات شما می‌تونه به خیلی‌های دیگه هم کمک کنه. برای همین:

همه پاسخ‌ها (البته با اجازه شما) توی وب‌سایت منتشر میشن.

✅ سوال‌ها رو به صورت ناشناس منتشر می‌کنیم. اسم شما جایی نمیاد.

✅ لطفاً توی سوالتون، اسم، آدرس، شماره تلفن خودتون یا دیگران، جزئیات خیلی خصوصی و شخصی مربوط به خودتون یا اطلاعات دیگران رو بدون اجازه‌شون ننویسید.

???? یک نکته مهم: اگر نیاز دارید جزئیات خصوصی رو مطرح کنید، بهتره از فرم‌های خصوصی یا ایمیل استفاده کنید. تو پروفایلتون یک فرم دیگه برای مشاوره با خانم دکتر طناز فرازی داریم. این فرم کاملا امنه و مستقیم برای خانم دکتر ارسال میشه.

3. موقع پرسیدن سوال این نکات رو حتما رعایت کنید:

✅ سن خانم و آقا یا هر شخص دیگه ای که در موردشون سوال دارین

✅ مجرد هستین یا متاهل

✅ فرزندی دارین یا خیر؟ چند سالشونه؟ جنسیتشون چیه؟

✅ چند وقته ازدواج کردین؟ یا چند وقته در رابطه هستین؟

سوالات کلی نپرسید مثلا: ما با هم می‌تونیم ازدواج کنیم؟ ضعیفم باید چیکار کنم؟

 ????مواردی مثل اسم، شهر محل سکونت یا اطلاعاتی که ممکنه با مطرح کردنش هویتتون لو بره رو ننویسید

???? دقت کنید خانم دکتر فقط یک بار سوال شما رو پاسخ می‌دن هر موردی که باعث می‌شه خانم دکتر بتونن بهتر راهنمایی کنن رو ذکر کنید.

4. چه سوالایی رو نمی‌تونیم جواب بدیم؟

  • تجویز دارو – این کار فقط با معاینه حضوری امکان‌پذیره
  • موضوعات مربوط به خودکشی یا آسیب به خود
  • محتوای خشونت‌آمیز یا توهین‌آمیز
  • سوالات با محتوای نامناسب

5. موارد اورژانسی

توجه فرمایید: این فرم برای موارد اورژانسی و بحرانی مناسب نیست!

اگر در شرایط بحرانی هستید، لطفاً فوراً با این شماره‌ تماس بگیرید:

???? اورژانس اجتماعی: 123

???? یا به نزدیک‌ترین مرکز درمانی مراجعه کنید.

6. تغییرات احتمالی

ممکنه گاهی این قوانین رو به‌روزرسانی کنیم. اگر از سایت استفاده می‌کنید، یعنی با تغییرات هم موافقید. پیشنهاد می‌کنیم هر از گاهی یه سری به این صفحه بزنید.


تأیید نهایی

با زدن دکمه “موافقم”، تأیید می‌کنید که:

  • این نکات رو خوندید و باهاشون موافقید.
  • می‌دونید که سوال و جوابتون ممکنه منتشر بشه (برای کمک به دیگران).
  • در صورت نیاز، اطلاعات خصوصی رو حذف می‌کنید.

آخرین به‌روزرسانی: 31 شهریور 1404

اگر سوالی درباره این قوانین دارید، می‌تونید به ما ایمیل بزنید:
info@tannaz.org