پاسخ: دکتر طناز فرازی
خب شما به من نگفتین که الان چند ساله که ازدواج کردین؛ فقط گفتین که ۳۴ سالگی ازدواج کردین. با توجه به اینکه دو تا بچه دارین، فکر میکنم مینیمم چهار، پنج سال باشه که ازدواج کردین.
حسی که دارین، اشکالی ایجاد نمیکنه. این یه حسیه که توی خیلی از آقایون، بین سن حدود ۴۰ تا ۵۰ سال یه زمانی این وسطا، دو، سه سال، شاید ۴ سال یا ۵ سال ممکنه وجود داشته باشه که بگن: «وای من چیکار کردم؟ مسئولیتهام زیاده و خسته شدم»؛ چون واقعاً هم مسئولیت بزرگیه.
مسئولِ یک خانواده بودن کار خیلی آسونی نیست و اشکالی هم نداره که این حس رو میکنین. طبیعتاً نه شما، بلکه تمام آدمهای روی کرهٔ زمین چه خانم و چه آقا وقتی تنهاترن، قطعاً و صددرصد مسئولیتشون کمتره؛ برای اینکه طرف فقط خودشه. میگه: «الان بخوام ناهار میخورم، الان نمیخورم، بخوام میخوابم، بخوام پا میشم، بخوام کم میخوابم، امشب دیر میخوابم، صبح باید ساعت ۶ پاشم ولی برام مسئلهای نیست.» بهخصوص بچه داشتن هم برای زن و هم برای مرد خیلی خیلی مسئولیت بزرگیه و فشار خیلی زیادی به آدمها و رابطه میاره.
اشکالی هم نداره؛ یه چیزیه که گذراست و عادت میشه. یه برههای ممکنه آدم یه خرده بهش فشار بیاد، ولی اون رو هم طاقت بیارین، رد میشه و میره.
میگم با خودتون فکر کنین که فقط شما نیستین؛ تمام خانمها و آقایون تنها که هستن، مسئولیتشون ۱۰۰٪ کمتره. حالا یه عدهای تنها باشن خیلی هم خوشحالن؛ اما بیشتر آدما وقتی تنها میشن یعنی اگه این حس هی توشون بیشتر بشه و بعد بذارن کنار، تا دو ماه، سه ماه، شش ماه یا ماکسیمم یه سال، حالشون خیلی خوبه. بعد به شدت برای اون چیزی که گذاشتن کنار، دلتنگ میشن، حالشون خراب میشه و افسرده میشن.
اینا رو بر اساس کیسها دارم بهتون میگم، نه رو هوا. دلشون میخواد که برگردن، ولی متأسفانه خانواده دیگه قبول نمیکنه؛ برای اینکه وقتی شما کسی رو بذارین کنار، اونا زجرش رو کشیدن، شما رو حذف کردن، اذیت شدن و دیگه قبولتون نمیکنن.
پس اول اینکه این دوران میگذره؛ دوم اینکه فقط شما نیستین که اینجوری هستین و همه این حالت رو دارن و در یک سن خاصی تجربهش میکنن؛ سوم اینکه همه تنهایی مسئولیتشون کمتره و راحتتر زندگی میکنن؛ چهارم اینکه بهخصوص که دارین میگین دوستشون دارین، چشمتون رو ببندین و فکر کنین اگه نبودن چقدر دلتنگ میشدین.
پنجم، الان که حالتون اینجوریه، میتونین یه کارایی رو در نظر بگیرین که خودتون تنهایی انجام بدین. فکر نمیکنم وقتی با خانمتون صحبت کردین، مخالفت کنن البته بهشون نگین «من تنهایی خوشحالترم، دوست دارم بذارم کنار»؛ اون که خیلی بد میشه.
ولی میتونین بهشون بگین: «من یک ساعتهایی احتیاج دارم تنها باشم؛ مثلاً میخوام در هفته سه روز، سه تا دو ساعت تنها برم کوه، تنها برم ورزش، تنها برم راه برم. میخوام مثلاً یه مسافرت شاید تنها با دوستام برم.» وقتی که حرف بزنین، خانمها میپذیرن و قبول میکنن و شما هم این حستون از بین میره.

