سوال کامل مخاطب: من ۴۱ سالمه، خانم هستم و توی ایران زندگی میکنم؛ همسرم ۴۶ سالشه. وقتی فرزند دومم به دنیا اومد، همسرم سراغ چت و صحبت با خانومها رفت. یه چند سالی کشمکش داشتیم تا اینکه من به یکی از اونها زنگ زدم و گفتم؛ اونها هم ارتباطشون رو با همسرم قطع کردن. الان بعد از ۱۵ سال دوباره از طریق شغلش با خانومها حرف میزنه. اولش که متوجه شدم چند بار بهش گفتم؛ گفت کاریه، خانم ۲۹ سالشه، با شوهرش مشکل داره و با پدر و مادرش زندگی میکنه. ولی الان درست دو ماهه که باهاش بیرون هم رفته. واقعاً من از استرس و اضطراب دارم دیوونه میشم؛ باهاش هم خیلی حرف زدم، اما تموم نمیکنه. شما بگید من چه کار کنم؟
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببین عزیزم، واقعیتش اینه که بعد از اینکه بچه به دنیا میاد، حالا بچهٔ اول برای مرد یک حس و حال دیگهای داره؛ چون یک تجربهٔ جدیده و احساس میکنه که خب یه کسی از طرف من هست. اما بچهٔ دوم این حس رو بهش میده که زمان و وقتی که باید برای اون گذاشته بشه، دیگه داره گرفته میشه و جا و توجه براش تنگ شده، توجه بهش کم شده.
طبیعی هم هست؛ یه مادر با دو تا بچه که کوچیک هم هستن، خیلی سرش با بچهها شلوغه و معمولاً ما این اشتباه رو میکنیم که همسر رو نادیده میگیریم یا یه سری کارا رو که براش انجام میدادیم، انجام نمیدیم یا وقتی خستهایم یا عصبانی هستیم، سر همسر خالی میکنیم.
اینها همه مرد رو هل میده که بره بیرون از خونه به سمت کسی که این توجه رو بهش بده. نمیگم کار درستیه، ولی خیلی اتفاق میافته. مسئلهٔ بعدی اینه که یک سری پردهها الان اینجا پاره شده. شغلشون رو هم نگفتین چه نوع شغلیه و وقتی این اتفاق بیفته، دیگه یه خرده جدیت لازمه.
میگین بعد از ۱۵ سال دوباره از طریق شغلش… یعنی من نمیدونم چند ساله هستین که شما ازدواج کردین و الان بچهها دقیقاً چند سالشونه؛ چون میگم سنشون سن کمی نیست و بچهٔ دوم کی به دنیا اومده که این چیزا شروع شده؟ اگر که اینها رو به من بگین، من راحتتر میتونم راهنماییتون کنم؛ چون دیگه شما رفتین و حرفها رو هم زدین و به روشون هم آوردین و تغییری ایجاد نشده، یه خرده کار سختتره.

