سوال کامل مخاطب: من یه دختر ۱۴ ساله دارم که خیلی حاضرجوابه. نه تنها من، بلکه جواب پدرومادرم رو هم میده. بچه تر بود بهتر بود. من چندبار زدمش یا مدلهای مختلف تنبیهش کردم، ولی فایده نداره. باید چیکار کنم؟ پدرش هم بالاسرش نیست. الان ۷ ساله که نیستن پدرشون.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببینید عزیزم، من بارها و بارها گفتم تنبیه برای هیچ آدمی جواب نمیده. اگه تنبیه در هر حد و اندازهای موثر بود، نه اینکه اصلاً سیاهوسفید نیست، ولی وقتی یه چیزی از ۸۰–۹۰ درصد میگذره، ما تو صحبت عامیانهمون معمولاً میگیم همه، اگه تنبیه موثر بود که الان زندگی ما خالی بود. چون هر کسی میرفت زندان، تنبیه میشد، میاومد بیرون، دیگه هیچ خلافوخطایی هم صورت نمیگرفت. ولی اینطور نیست.
تنبیه حتی برای حیوونام جواب درستحسابی نمیده، چه برسد به انسانها، چه رسد به بچهها. کارتون درست نبوده. تنبیه فیزیکی که اصلاً و ابداً اونم اشتباه بوده. اینا اتفاقاً امشب تو کانال بچهها پست گذاشتم که چون محدوده و خطایی که بچهها برای خودشون مشخص میکنن رو میریزیم به هم، بچه بدتر و لجبازتر هم میشه. اگه تنبیه کنیم، این کمکی که نمیکنه، چه کار؟ بدتر میکنه.
دومیش اینکه دختربچه که از هفت–هشت سالگی پدر نبوده، این هم اخلاقش رو یه خرده تغییر میده. این حالتی که دختر شما داره، مال این نیست که طفلک بچه بدی هست یا کاراش اشتباهه یا خوب نیست یا اصلاً اینجوری نیست. شرایطی که این بچه توش بوده و بزرگ شده و تنبیهات اشتباه شما، نتیجهش و حاصلش شده اینی که الان دارید میبینید.
الان من جای شما باشم، اولین کاری که میکنم اینه که تنبیه و تهدید و توهین به بچه رو کاملاً میذارم کنار. وقتی اینجوریه، سکوت میکنم یا طرز حرف زدنم رو باهاش عوض میکنم. میتونم یه چیزی بگم که بچه جوابی براش نداشته باشه بده. لغتها و جملاتم رو با دقت بیشتری انتخاب میکنم.
سومیش اینه که جاهایی که دارم میرم و احساس میکنم که خوب نیست یا آبروریزی میشه، نمیبرمش. وقتی نبرمش، توضیح میدم که عزیزم، من که خیلی دوست دارم، ولی خب چون مدل حرف زدن اینجوری برای من مادر اوکیه، ولی اینجا چون خوب نیست، بهتره که شما نیاید، من خودم میرم. بهش نشون میدم که چرا خوب نیست.
گاهی اوقات ما نباید جلوی بچه رو بگیریم. گاهی اوقات باید اجازه بدیم بهش با این روش اشتباهی که داره، بره جلو. بره توی مغازه که اینجوری حرف بزنه، سر یه کلاس که اینجوری صحبت کنه، بندازن اونا بیرون تنبیهش کنن، اونا بندازنش بیرون یا نمرش رو نگیره، مجبور شه تکرار کنه، اون چیزی رو که دوست داره نتونه بخره. متوجه میشه که ای بابا، اینجوری به این آسونیام نیستا. من اگه بخوام تو این جامعه زندگی کنم، یه سری چیزا رو باید رعایت کنم.
اون موقع اذیت میشه، میخوره زمین، دستوپاش خاکی میشه. شما به عنوان مامانش بلندش میکنید، دستوپاش رو میکنید، نمیگید بهت گفتم، دیدی؟ نه، اجازه میدید به مسیرش ادامه بده. یاد خواهد گرفت.

