پاسخ: دکتر طناز فرازی
اولاً ۲ سالگی یه سنیه که ما تو خارج از ایران بهش میگیم “Terrible Twos” («۲ سالگی وحشتناک»)؛ چون بیشتر بچهها، بهخصوص دخترا، تو فاصلهٔ بین دو تا چهار سالگی احساسات و هیجاناتشون خیلی زیاد میشه و کارهای اینجوری میکنن: لجبازی کنن، جیغ بزنن، غذا نخورن. شما بگین «این کار رو نکن»، عمداً برن انجام بدن.
طبیعیه؛ مشکلی نیست که آدم بگه «با این بچه مشکل دارم، من الان چیکارش کنم؟». یه دورهای از زندگیه که رد میشه، تموم میشه و میره. کارایی که میشه کرد که بهترش کنی یا زودتر از این مرحله رد شی:
یکیش کارهای فیزیکی و ورزشیه؛ که فیزیکیِ این بچه انقدر کارایی انجام بده که خسته بشه. بره پارک، بره دوچرخهسواری، بره شنا؛ هر چیز ورزشی که امکانش هست و میتونن انجام بدن. حالا شما که انقدر مامانبزرگ خوبی هستین و وقتتون آزادتر از مامانبابای خودش هست، احتمالاً یه روز مامانش ببرتش، یه روز شما ببرین که این بچه هر روز یک ساعت، یک ساعت و نیم حداقل تخلیه کنه این انرژی رو با دویدن، راهرفتن میگم شنا، هر چیزی که ممکن و مقدوره.
دومین راهش درگیر کردن فکر این بچه به یادگیری یه چیزیه که دست و مغز رو با هم بخواد؛ یعنی مثلاً مثل نقاشی که هم باید فکر کنه و هم باید بکشه، یا بافتنی، مثل کاردستیهای مختلف.
اگه اون نمیشه، مثلاً زبان جدید؛ منتهی یه جوری که خوشش بیاد. مثلاً اگه فرض کنید این بچه یه جورایی بستنی دوست داره و بهش دائم داده نمیشه، بگید: «اوکی، اگه این ده تا کلمه رو در یک روز حفظ کنیم و ازت بپرسم، به یه زبان دیگه درست بگی، میریم با هم بستنی میخوریم بیرون». آدم یه جایزه رو در نظر میگیره که بچه دوست داره.
مهم هم نیست که بگین «وای، آخه هر روز بهش بستنی بدم؟»؛ آره، هیچ اشکال نداره، چون آروم میشه. این یه پروسهٔ مثلاً چهارماهه تا نهایتاً ۸-۹ ماهه، بعد تموم میشه. یه جایزه تعیین کنید و بچه رو بکشید به این سمتی که شروع کنه یادگیری. اینم بسیار بسیار کمک میکنه.

