پاسخ: دکتر طناز فرازی
بارها و بارها گفتیم که آدم حیوان خانگی هم که میآورد، اون حیوانش رو نمیزنه و به روشهای دیگه بهش چیزی یاد میده؛ چه رسد به بچه آدم! زدن اصلاً کار درستی نیست و نتیجه نمیده. من اینو به شما قول میدم که در هیچ زمینهای زدن جواب نخواهد داد. با زدن، اخلاق اون بچه عوض نمیشه؛ نهایتش اینه که من میشم «آلفا» و قدرتمند، و بچه متوجه است که الان نسبت به من ضعف داره و نمیتونه از خودش دفاع کنه یا منو بزنه؛ پس ممکنه فقط از ترس یه کاری رو انجام نده.
ممکن است لجبازی کنه و بدتر انجام بده. اگه بچه کاراکتر خاص و مقاومی داشته باشه، بدیش اینه که اون کارش رو با شدت بیشتر و بدتر انجام میده تا به من نشون بده زدنِ من روش اثر نداره.
اگر هم بچهای باشه که بترسه، اون کار رو انجام نمیده؛ ولی همه این خشمها رو نگه میداره تا زمانی که زور فیزیکیش به من برسه. ببینید که چه اتفاقهایی خواهد افتاد زمانی که بتونه جلوی من وایسته و دیگه از من نترسه! بنابراین روش خوبی نیست و کلاً ترسوندن بچه برای انجام دادن یا ندادن یک کار با زدن، اصلاً خوب نیست.
دومیش اینه که بچههای ما اون کاری رو که میبینن خیلی سریعتر یاد میگیرند تا اون درسی که من بهشون کلامی میدم. اگر من هر روز روزی ۲۰ تا سیگار بکشم و بعد به بچهام بگم که «سیگار بده، قلیون بده، نکش، اوکی نیست»، او باز هم این کار رو میکنه. اثر اون سیگار کشیدن به مراتب بیشتر خواهد بود از حرف من که بهش میگم: «به این دلیل و این دلیل بده، من انجام دادم بد بوده، تو انجام نده.» این حرفها کار نمیکنه؛ مگه اینکه خدایی نکرده بر اثر سیگار اتفاق خیلی بدی برای مادر یا پدر بیفته که در بچه تروما ایجاد بشه که اصلاً طرف سیگار نره، وگرنه همون چیزی رو که میبینه یاد میگیره.
زدن هم دقیقاً همینه. اگر من پای تلفن به همه دروغ بگم، بچه دروغ گفتن یاد میگیره؛ حتی وقتی بهش میگن: «دروغ نگو » من اگه با باباش کتککاری کنم یا خواهر/برادر کوچکتر یا بزرگترش رو بزنم (حتی اگه خود بچه رو نزنم)، او زدن رو یاد میگیره و قطعاً جایی که احساس کنه شبیه جاییه که من از خشونت استفاده میکردم، او هم ازش استفاده میکنه.
اگه خود بچه رو بزنم که دیگه بدتر، یاد میگیره و حتماً یا روی بچههای دیگه پیاده میکنه یا زمانی که احساس کنه زورش به من میرسه (حالا یا فیزیکی یا چون پشتش به شخص دیگهای گرمه) تلافی میکنه. مثلاً رفتیم خونه مامان و بابای من، آنها بچه منو (چون مثلاً نوه اوله) خیلی دوست دارن و تا یه ذره صدای من بره بالا، پدرِ منو درمیارن که: “آی! حتماً همه شنیدید، تو خونه من اجازه نداری با نوه من اینجوری حرف بزنی. تربیتتو بذار برای خونه خودتون. الان خونه مامانبزرگشه، الان خونه بابابزرگشه، الان خونه خالشه.” بچه میاد منو اونجا میزنه! چون میدونه اون شخصِ بزرگتر، اجازه اینکه شما بیاید و منو تنبیه کنید رو به شما نمیده. برای همین کار شما خیلی خیلی سخته.
حالا این زدنها اینجوری نیست که ما بگیم وای در بچه یک ترومایی ایجاد کرد که سالها طول میکشه درستش کنیم. نه؛ این کار خوبی نیست و اثری که روی بچه میذاره خوب نیست، اما ترومای شدید ایجاد نمیکنه.
مگر اینکه (من هر دفعه که اینو یادم میفته حالم بد میشه) تنبیههای بدنی خیلی شدید باشه؛ با کمربند، با چوب، با لوله جاروبرقی، با سوزوندن یا مثلاً خاموش کردن سیگار روی بدن بچه. اینها قطعاً تروما ایجاد میکنه. ولی این زدنی که از دست بچه عصبانی میشیم و میزنیم پشت دستش یا میزنیم رو باسنش یا مثلاً یه داد میزنیم… نمیگم خوبه، اصلاً خوب نیست؛ ولی تروما ایجاد نمیکنه؛ به این معنی که روی بچه و زندگیش تا آخر عمرش اثر بگذاره و مجبور باشه بره درمان بشه. اما به هر حال، بچه این رفتار رو یاد میگیره و اجرا میکنه.
حالا شما چون این کار رو چند سال انجام دادین و بچه این الگوی رفتاری رو گرفته، دقیقاً باید جبران کنید. (حالا یه خرده کمتر؛ مثلاً ۳ سال کار بد انجام دادین، حالا باید یه سال تا یه سال و نیم کار خوب و درست رو انجام بدید که بچه اون کار خوب و درست رو یاد بگیره).
اگر کار بدی میکنه دیگه تنبیهش نکنید؛ به خاطر کار خوبش تشویقش کنید.
خیلی شجاع باشین و وقتی بچه شما رو میزنه بگین: “نه، این کار بدیه.” اگه پرسید شما چرا کردی (یا خودتون قبل از اینکه اون بپرسه بگین): “منم این کارو کردم و خیلی کار بدی بوده. الان کتاب خوندم، پیش دکتر رفتم و متوجه شدم این کار خوب نیست و دیگه نمیکنم. اگه این کارو ادامه بدی دوستات از دورت میرن، کسی برات اسباببازی نمیخره، این و اون خراب میشه، تو مدرسه کسی بهت نزدیک نمیشه و تو گروه بازیشون راهت نمیدن. زدن کار خوبی نیست. من زدم مامان، اشتباه کردم. ببین الان مثلاً فلان دوستم نیست، ببین الان این اینجوریه، ببین الان اونجوریه.” با مثال به بچه توضیح بدید.
زدن و کلاً شوخیِ فیزیکی کردن با کسی اصلاً خوب نیست. بهش بگید، عذرخواهی کنید و هی رفتار رو تصحیحش کنید. این کارها تو ذهن بچه میشینه، ولی صبر و حوصله میخواد و زمان. یه چیزی که تو سه سال یاد گرفته… البته بچهها از ما باهوشترن. من گفتم زمانِ زیاد، ولی یه خرده غلو کردم! چون من بچهها رو دوست دارم و از این حرفی که شما زدین خیلی خوشحال نشدم (در واقع شما رو دعوا کردم الان!). نه، سه سال طول نمیکشه درستش کنین، چون بچهها از ما پیشرفتهترن؛ ولی یه شش هفت ماه صبر و حوصله میخواد و هر دفعه توضیح دادن و تکرار کردن.
این تکرارِ مستمر، حرف زدن با بچه و درست کردن الگوی رفتاری خودمون باعث میشه که تو شش هفت ماه، بچه هم شروع کنه خودش رو اصلاح کردن و اون رفتار رو دیگه نشون نده.
سعی کنین تمرکزتون رو بذارین روی کارهای خوبش. رفتارهای خوبش رو خیلی پررنگ کنین و اون رو تشویق کنین. الان باز نگین تشویق یعنی هی جایزه بدیم! تشویق هزار تا راه داره؛ معنیش همیشه شکلات دادن و یه چیز فیزیکی خریدن (مثل ماشین و اینا) نیست.

