پاسخ: دکتر طناز فرازی
خب ببینین، این حرفا که مثلاً: «نه طرف خیلی سختی کشیده، با اینکه ۲۲ سالشه خیلی آدم بالغیه، خیلی جاافتادهست» اینا، اینا همه حرفه! بچهٔ ۲۲-۲۳ ساله، بچهٔ ۲۲-۲۳ سالهست؛ هنوزم بچهست. مهم نیست چقدر اتفاق از بچگیمون تا الان افتاده.
اولاً اتفاقای بدی که برای ما میافته، ما رو خودساخته و بالغ و اینا نمیکنه؛ یهسری زخم به ما میزنه که این زخمها باعث میشه ما در انتخابامون دچار اشتباه بشیم و یکسری رفتارهایی از خودمون نشون بدیم که واقعاً ما نیستیم. پس اتفاق بد فقط جراحت ایجاد میکنه، زخم میزنه و اون زخم جا میندازه، و هیچ ربطی به بلوغ و جاافتادهست و اینا نداره. خواهش میکنم، اینا یه چیزاییه که بهاشتباه جا افتاده متأسفانه و همینجوری دستبهدست چرخیده؛ اونو با بلوغ قاطی نکنید.
بعد هم اگه فرض کنیم این آدم تا اینجا به یه بلوغی رسیده که نرسیده، فقط زخم خورده اگه زندگیش سخت بوده؛ اگه عادی بوده که بچهست. اگر هم اونجوری بوده که زخمخوردهست، تازه بیشتر از اون بچه احتیاج به رسیدگی داره باز از الان پسر تا سن ۳۴-۳۵ سالگی، دختر تا سن ۲۷-۲۸ سالگی هنوز کلی تغییر خواهند کرد. اون چیزی که من از رابطه میخوام، از پارتنرم میخوام، از زندگی میخوام، ایدهآلام، اولویتهام، همه چندین بار ممکنه هنوز عوض شه؛ چون خودم هنوز از نظر روانی و عاطفی در حال تغییرم و تغییرمم کم نیست.
یعنی اینجوری نیستش که: «خب من مثلاً از ۲۲ سالگی تا ۲۸ سالگی 4 درصد تغییر کنم.» نه، خیلی تغییر میکنیم. یا پسر بگه: «من از ۲۲ سالگی تا ۳۵ سال ۱۰ درصد تغییر کنم.» خیر! بسیار تغییر خواهید کرد. و این تغییرات با زمان هست و چیزی نیستش که من بتونم… یه دونه از این چیزایی که میچرخونیم حرارت میره بالا پایین، یا چراغ روشناییش کموزیاد میشه)، از اینا داشته باشه من بچرخونمش یهو سرعتش زیاد شه، یا بچرخونمش کم شه؛ دست من نیست، زمان میخواد و با زمان پیش میاد.
برای همین دوستیهای سن کم اسمش روشه، فقط دوستیه. چیزی نیستش که من بخوام روش حساب کنم و بگم: «این آدم ایدهآلمه، الان پیداش کردم، وای دوستش دارم، این…» و خیلی از اوقاتم متأسفانه بهخصوص خانوما، اولین رابطه فیزیکیشون رو با عشق و عاشقی اشتباه میگیرند.
رابطه فیزیکی (برای بار ۱۵۰۰م) ربط به خوشاومدن داره. من از شما، از فیزیکت، از قیافهت، از صدات، از بوی بدنت، از نوعی که بغل میکنی ماچ میکنی خوشم میاد؛ از رابطه فیزیکی باید لذت ببرم، هیچ ربطی به عشق و عاشقی نداره. خوشاومدن برای خانما درسته دوستداشتنم باید قاطیش باشه، از یه چیزای شخصیتیتم باید خوشم بیاد که بخوام باهات بیام رابطه فیزیکی داشته باشم، ولی خیلی کمه [که بگم عشق و عاشقیه] و حساب کردن برای زندگی نیست که من فکر کنم چون با این طرف خوابیدم، اولینم هست، دیگه عشق و عاشقیه. اصلاً!
بنابراین اشکالی نداره که آدم در سن کم با یک آدم از جنس مخالف رابطه داشته باشه (سن کم منظورم همین ۱۸، ۱۹، ۲۰، ۲۱، ۲۲ [ساله])، هیچ مشکلی نیست. ولی بدونه که این فقط یک رابطه دوستیه و حد و حدودشم نگه داره. راجع به اونم خیلی صحبت کردیم که چرا حد نگهداریم، تا کجا نگهداریم، تو هر خانوادهای که هستیم حد و حدودش چهجوریه، چقدره.
اگر هم در خانوادههایی هستیم که اجازه دوست شدن با جنس مخالف رو نداریم و حتماً باید ازدواج کنیم، خودتونو بدبخت نکنین! اگه باید ازدواج کنید تا این رو امتحان کنید، خب امتحانش نکنین تا وقتی سنتون کمه. برای اینکه نداشتن شریک عاطفی یا پارتنر فقط یه مشکل داره، اونم اینکه من تنهام و از این تنهاییم خوشم نمیاد. فقط همین یه مشکل داره اونم از نظر عاطفی، وگرنه تنهاییِ تنها که نیستم؛ خانواده دارم، خواهر، برادر، دوست، آشنا، همکار، ولی از نظر عاطفی تنهام. همین یه مشکله.
اما ازدواج با فرد اشتباه میشه هزار تا مشکل! و هزار تا مشکلی که درباره یک تعداد خیلی زیادیش از دست هیچکس هیچ کاری ساخته نیست و ضربههایی که به من میزنه، از فشاری که این تنهایی داره به من میاره بسیار بیشتره. اون ضربه میزنه، اونم خیلی زیاد، چندین و چند تا. این تنهایی فقط داره به من یک فشار میاره، همین. برای همین باید تصمیم بگیرین.

