پاسخ: دکتر طناز فرازی
آخ آخ آخ. خیلی برای بچه سخته، و فقط زمان درستش میکنه و یه خرده پای مادر رو دلش بذاره. چون قبلش، آدم بخواد کاری بکنه، کار درستی نیست. بعضی چیزا رو ما بیخودی که بچه رو بخوایم اذیت کنیم برای یه اتفاقی که بعداً به صورت نرمال خودش پیش میاد. بچه الان موقع مدرسهش شه، باید بره، خیلی طبیعیه که ناراحت باشه.
اولاً که خودِ مدرسه ناراحتکنندهست. من هیچ بچه رو نه هیچ بچه، ولی خیلی کمن بچههایی که خیلی با ذوق و شوق بدو بدو برن مدرسه و خیلی خوشحال باشن از اینکه خونه نیستن و دارن مدرسه میرن، درس میخونن. منم بودم، مگه دست خودم بود؟ باور کنید، نصف، بیشترش رو نمیرفتم. دوست داره از خونه و اسباببازی و مامان و بابا و اینا جدا بشه، بره مدرسه، بهخصوص اولاش؟ بنابراین، یه چیز کاملاً طبیعیه، تو همهٔ دههها، همهٔ سنا اینجوریه. یه اشکالی هم نداره، عادت میکنه بچه.
یه مدت که بره، بله، اولش ناراحته، غصه میخوره، گریه میکنه، سخت جدا میشه. دو ماه، سه ماه، پنج ماه، شش ماه برای بعضی از بچهها یه سال که میگذره، متوجه میشن که یه محیط جدید، اجتماع جدیده، با آدما ارتباطهای جدید برقرار میکنن، دوست پیدا میکنن. اگه دوست پیدا نکنن، به یه درسی علاقهمند میشن، یه کلاسی رو دوست دارن، از یه مربی خوششون میاد، و حل میشه. اصلاً نگران نباشید.

