سوال کامل مخاطب: پسرم ۳۱ سالشه و یک سال ازدواج کرده. همسرش ایران نیست. چند ماه پیش در دورهٔ جنگ که سرباز بود، دچار بیخوابی، استرس شدید و… شد و به روانپزشک مراجعه کرد. دارو تجویز کرد و خیلی خوب شد. من از ایشون وقت خواستم تا در مورد یه سری مسائل مربوط به اهدافش، کارهاش، خشم پنهان، افراد دوروبرش و سرگرمیهاش صحبت کنم. ولی خانم روانپزشک گفت ایشون ۳۱ سالشه و اصلاً بدون اجازهٔ ایشون نمیشه و اگه مطلبهایی هست میتونین ایمیل بدین. گفتم ممنون میشم که بهش نگین، ولی خودتون با روشهایی بپرسین و کمک کنین. در جلسه با پسرم، ایمیل من رو نشون داده و در مورد اون مطلبها صحبت کرده و گفته اصلاً به مامانت نگو. پسرم علاوه بر مشکلهایی که من ازشون مطلع بودم، دو هفته بههمریخته، ناراحت و گرفته بود. حتی نمیتونست به همسرش بگه. من نگران و ناراحت بودم که چه مسئلهٔ دیگهای پیش اومده. وقتی بهم گفت، فرو ریختم.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببینین عزیزم، اون روانشناس بسیار بسیار کار بدی کرده؛ چون هم از اعتماد پسرتون سوءاستفاده کرده، هم گفته به ایشون ایمیل بزنین و سر شما رو کلاه گذاشته. اگر ایشون خارج از ایران بود، الان پروانهشون رو باطل میکردن و نمیدونم خانم یا آقا هستن، ولی کلاً دیگه نمیتونستن هیچ جلسهٔ مشاورهای رو با هیچکس بهصورت قانونی داشته باشن. این از اون کارهایی هست که اصلاً اجازه ندارن انجام بدن.
بنابراین اشتباه از طرف شما نبوده؛ شما قصد کمک داشتین و اشتباه از طرف ایشون بوده. در مورد پسرتون، یه وقتی که حالش خیلی خوبه و اوکیه، یه ناهاری که دوست داره براش درست کردین و خوردین، خسته نیست، آخر وقت نیست و اعصابش بههمریخته نیست، بهش بگین که مادر جون، راستی من این کاری رو که کردم از روی عشق و دوست داشتنِ زیادِ تو بود. دوست داشتم الان که روانشناس رفتن رو شروع کردی، دیگه خوبِ خوب بشی. خدای نکرده قصد بدی نداشتم و برای همین هم به روانشناس گفتم. چون روانشناس محرم حرفهای توئه، ولی من اگه بخوام برم به دوست، آشنا، بابات، خانمت و فامیلهای اینور و اونور بگم، اصلاً نه فایده داره و نه میتونن راهنمایی کنن و نه هیچی. من برای کمک به تو به این آدم گفتم. اینجوری میتونین برای ایشون توضیح بدین.

