سوال کامل مخاطب: من خانم ۴۱ سالهای هستم. سوالم از شما اینه که من الان با توجه به پستهای آخرتون، زندگیم رو کامل به پای پسر هفت سالهام بذارم؟ چون اولویت خب پسرم هستش. و دومین سوالم اینه که من اگه همسرم رو خیلی کم به یاد بیارم یعنی خطرناکم، یا خطرناک شدم؟ چون خیلی کم همسرم رو به یاد میارم.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببینین عزیزم، نه، اگه کم به یادشون میارین اصلاً به معنی خطرناک بودن و اینها نیست. این خیلی بستگی داره و خیلی از اوقات این اتفاق میافته؛ چون ممکنه رابطهای که داشتیم رابطهٔ خوبی بوده، ولی خیلی عمیق و همهجانبه نبوده و برای همین ممکنه که بعد از دورهٔ سوگواریمون، دیگه طرف کمتر به یادمون بیاد. بعضی از اوقات یه نوع مکانیسم دفاعیه؛ چون اگر به یاد بیاریم خیلی اذیت میشیم و نمیتونیم کارهای روزمرهمون رو درست انجام بدیم، بهصورت اتوماتیک ضمیر ناخودآگاهِ ما طرف رو یا حذف میکنه، یا مثل یک کلید، دری رو که بهش احساس داریم میبنده و قفل میکنه. برای همین من خیلی عکسالعمل نشون نمیدم. یه جایی این بغض میترکه، ولی شاید سه سال بعد یا ۴ سال بعد، و بعد تموم میشه.
اما بعضی از اوقات هم دلیلش اینه که اینقدر کارهایی که الان باید بهصورت تکی انجام بدم سخت و زیاده، و فکرهایی که باید بکنم مهمه، که جایی برای فکر کردن به اون فردِ ازدسترفته بعد از پنج ماه نمیمونه. اولش ناراحت بودم، تموم شده رفته و الان خیلی کار دارم. باید به فکر بچهام باشم، نمیدونم شرایط مالی و اوضاع اقتصادی رو چیکار کنم، چی بخرم، اجارهخونه چیه، بچهام رو تو چه محیطی بزرگ کنم، الان این مدرسه براش خوبه یا اون مدرسه خوب نیست، خرید خونه و… اینها همه میشه کار یه نفر؛ کاری که قبلاً دو نفر انجام میدادن. و چون مسئولیتها همه میاد روی دوش شما، قسمتهای دیگه بسیار بسیار کمرنگ میشه. بنابراین نه، اصلاً آدم خطرناکی نیستین.
اینکه بخواین وقتتون رو صرف پسرتون بکنین بسیار عالیه، اما پسرتون باید حتماً یک الگوی مردِ درست در زندگیش داشته باشه. هرچی بزرگتر میشه بیشتر به این الگو احتیاج داره. اگر دایی یا پدربزرگی داره از طرف شما، یا مثلاً عمو و پدربزرگ از طرف همسرتون هستن که به بچه نزدیکن و میتونن الگوی جنس مذکرِ درستی برای بچه باشن که هیچی؛ اگر نه، با توجه به اینکه خودتون هم سنتون هنوز خیلی کمه، هیچ اشکالی نداره که وارد روابط جدید بشین. ولی رابطهٔ جدید رو خیلی تند پیش نبرین و بلافاصله به خونهزندگی نکشونینش. یعنی شما حداقل از روزی که یک آدمی رو ببینین، تحقیق بکنین، ازش خوشتون بیاد و بخواین بیشتر بشناسینش، از اون موقع حداقل باید ۶ تا ۹ ماه بگذره تا خیالتون راحت بشه که طرف اوکیه، مشکلی پیش نمیاد و امتحان شدهست، که بعد بخواین به پسرتون معرفیش کنین. چون نمیشه که مثلاً در طول سه سال، چهار نفر رو هی بیاین به بچه معرفی کنین و بعد هی نشه؛ این برای بچه خوب نیست. ولی یک شخص که دیگه خیالتون راحته همهچیز اوکیه، حتی شاید حرف ازدواج رو زدین و خانوادهها موافقن رو بیاین به پسرتون معرفی کنین و کمکم وارد خونهزندگی بکنین؛ که هم برای خودتون خوبه هم برای بچه.

