سوال کامل مخاطب: من یه مادر مجردم ۲۹ سالمه و یه پسر ۱۱ ساله دارم حضانتش با منه و ۳ ساله جدا شدیم؛ پدرش هفتهای دو بار یا کمتر میبینتش. میخوام قبل از ازدواج مجدد یه سری چیزها رو بدونم تا به مشکل نخورم. سوالم اینه که اگه گاهی بین همسر آینده و پسرم مشکل یا بحثی شد، چطوری باید برخورد کنم؟ همش ترسِ این چیزا رو دارم.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببینین عزیزم، پسرتون هنوز خیلی بچه هست و طبیعتاً اصلاً دوست نداره مادرش رو با مرد دیگهای ببینه. این که قسمت اول ماجرا. قسمت دوم، چون فقط هفتهای دو بار یا کمتر حضانت بچه با شماست، بهتره که بچه تا اونجایی که میشه اگر ازدواج مجدد کردید، این آقا رو نبینند؛ یعنی اون دو روز، دو روزی باشه که ایشون خونه نیستند، مثلاً فقط شب میان.
تعاملی که با بچه دارن ساعتهاش کمه و خیلی زیاد نیست؛ چون سن بچه سن کمیه ها، سنی هست که یهو ممکنه عصبانی بشه، یه چیزی بگه و مردها باید بتونن خودشون رو کنترل کنند چون آدمهای جا افتادهای هستند. ولی خب گاهی هم طرف اومده، از سر کار خسته هست، یه چیزی شده، بعد کافیه یه بار به بچه بپرند تا همه چیز میریزه به هم.
از طرفی در مورد سوالی که پرسیدید که اگه مشکل یا بحثی شد، میگم بهتره که اصلاً نشه؛ یعنی دور از هم نگهشون دارید. حتی تو خونه پسرتون مشغول یه کاری باشه، همسرتون نشستن جلو تلویزیون استراحت میکنند، برای پسرتون چیزای دیگهای بذارید که بازی کنه، حواسش پرت شه، سرش گرم بشه که پیش نیاد.
اگر پیش اومد، از قبل با همسرتون صحبت کنید. قبل از اینکه این اتفاقها یا چیزی شبیهش بخواد بیفته، به همسرتون بگید که اگه همچین چیزی یه دفعه پیش اومد، خواهش میکنم که شما عکسالعمل نشون نده. من خودم بچه رو میدونم باید چه جوری بهش بگم که دیگه این مسئله تکرار نشه؛ بذارش به عهدهٔ من. امیدوارم که ایشون از شعور کافی برخوردار باشند و این کار رو بکنن.
ولی اگر از دستشون در رفت و اتفاقی افتاد، قطعاً شما باید برید طرف بچه. توهینی به همسرتون نکنید ولی بلافاصله برید طرف بچه، بچه رو بغل کنید و به بچه بگید: مثلاً مامانجون بیا بریم تو حیاط، بیا بریم بیرون، بیا بریم این یکی اتاق.
به بچه بگید، به بچه توضیح بدید که شما کاری که کردی اگه بد نبوده، که بگید کاری که کردی بد نبوده و ایشون از دستش در رفته، کار اشتباهی کرده، من باهاش حتماً صحبت میکنم؛ تمام.
اگر بچه کار اشتباهی کرده، اول نگین تو کار بدی کردی بنابراین اینجوری شد. بگین که این آقا بهعنوان بزرگتر باید میتونست خودش رو کنترل کنه؛ چون ایشون بزرگه، شما بچهای. کارش درست نبوده ولی کار شما هم درست نبوده؛ شما نباید اینجوری حرف میزدی یا بشقاب پرت میکردی. یا آدم میتونه خیلی قشنگتر یه چیزی رو بخواد یا این کار رو انجام بده. که بچه متوجه باشه که اشتباه کرده، ولی بدونه که شما پشتش هستین و برای شما اولویت است.

