سوال کامل مخاطب: شوهرم بارها بهم خیانت کرده که پروسه طلاقم داره سپری میشه، ولی چون طلاق از طرف بندهست، سه ساله که فعلاً انجام نگرفته. یه دختر ۱۳ ساله دارم که به شدت فهیم و عاقل بود. چون شرایط زندگیمونو میدید، قبول کرد که من از باباش جدا بشم. من قبل از هر اقدامی باهاش مفصل صحبت کردم. مشکلی با جدایی من و باباش نداشت و ترجیح داد با من زندگی کنه. سه ساله که با مامانم زندگی میکنم و همهچی کاملاً اوکی بود، تا به امروز که فهمیدم دخترم دوست پسر داره، سکس چت داشته. در پیامهاشون متوجه شدم خودارضایی هم میکنه. دنیا رو سرم خراب شد. عکس و فیلم هم از خودش براش فرستاده و طرف دانشجو هستش، یعنی اون بالغ و فهمیدهتره. چرا باید با یه دختر بچه بازی کنه؟ من چیکار کنم؟ چجوری آگاهش کنم؟ خیلی داغونم.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
خب عزیزم، قبل از اینکه من بخوام بهتون بگم که بچهای که شما فکر میکنید بسیار عاقل و فهیمه، ضربه رو خواهد خورد، دیگه بقیه داستان رو گفتید و مشخص شد دیگه که این بچه چرا از این سن بخواد. این خیلی طبیعیه که از یک سنی نیازهای جنسی شروع میشه. دختر دوست پسر میخواد، پسر دوست دختر. ولی اینکه از این سن سکس چت هم داشته، عکس و فیلم هم برای پسر فرستاده؟ تقصیر اون پسر نیست که یک ضرب شما میگید که «چرا پسر از دختر من سوءاستفاده کرده؟» اون که نیومده با زور و اسلحه با دخترتون بگه: «یا عکس برام بفرست، یا نفرستی پدرتو درمیارم.» این خلأ نبود پدره که الان دخترتون اینجوری داره جبرانش میکنه.
شما هم تصمیم اشتباهی گرفتید که یک دختری که در بدترین سن خودش قرار داره رو نشوندید و همهچیز رو براش تعریف کردید. رابطه شما با همسرتون چه ربطی به این دختر داشته؟ اون باباش بوده، شما مامانش. خیلی خیلی کار اشتباهی کردین که نشستین براش همهچیز رو تعریف کردین. بعد هم تصور کردین که: «به به، من چقدر خوبم، چه مامان خوبی، چقدر خوب تعریف کردم و چه بچهای، چقدر خوب متوجه شد.»
بچهها خیلی از اوقات، چون ما رو بینهایت دوست دارن، اون فشاری که بهشون میاد و ضربهای رو که میخورن رو به ما نشون نمیدن، و ما خیلی بد متوجهش میشیم. اینکه حالا به خیلی بد هم نرسیده، یه مدت کوتاه باید خودش رو نشون داده.
شما الان باید از پدر ایشون کمک بگیرید. پدر ایشون حتماً باید در زندگی ایشون باشه. پدرشون درباره این مسئله، به نظر من، باید باهاشون صحبت کنن، نه شما. چون شما هر حرفی که بزنین، دخترتون جواب تند و تیزی بهتون خواهد داد و بدتر میشه.
اما این مسئلهای نیست که الان زمین و زمان به هم بریزه و شما داغون بشین و زندگی تموم بشه و تیره و تار بشه. نه، یه اتفاقیه که افتاده، یک اشتباهیه که پیش اومده و میشه جلوشو گرفت. جلوش رو گرفتن کار شما تکی نیست. شما و پدرشون با هم باید بیاید و با بچه صحبت کنید.
کارتون هم اشتباه بوده. من امیدوارم که وقتی این سوال منتشر میشه، بقیه متوجه باشن که اینکه بریم پدر بچه رو خراب بکنیم، چه عواقبی ممکنه داشته باشه برای دختر یا پسر تینیجر جوون. بیخود نیست به خدا روانشناسا میگن: «آقا، شما مسئله شخصیتون با همسرتون به خودتون و همسرتون مربوطه. این بچههای طفلک این وسط حربه نیستن. من به بچه بگم بیاد طرف من، شما به بچه بگین بیاد طرف شما، من شما رو خراب کنم که بگیرم، شما منو خراب کنید یا حزانت بگیری.»
اینها به بچههای ما مدلهای مختلف ضربه میزنه، و این ضربهها گاهی خیلی دیرتر بچه میشه بیست و پنج، شش سالش تازه معلوم میشه. خواهش میکنم، اگه اتفاقی بین شخصی و همسرش میافته، مسئله رو خصوصی بین خودشون دوتا نگه داره و پای بچهها رو وسط نکشه.
حالا چرا من به شما میگم که کار شما نیست صحبت کردن با بچه؟ ببینین، بچه ۱۳ ساله به حرف شما که مادرش هستین و سه ساله باهاش بودین و طبیعتاً نتونستید که رابطه نزدیک باهاش برقرار بکنید که این اتفاق افتاده و بعد شما متوجه شدید حرف شما رو قبول نخواهد کرد. اگه شما بخواین تکی باهاش صحبت کنین، برمیگرده بهتون میگه: «شما اگه بلد بودی یا میدونستی که شوهرت بهت خیانت نمیکنه، چون اگه چیزی راجع به رابطه میدونستی که این، این، این…» و غرورتون هم میشکنه.
باباش باید بیاد باهاش صحبت کنه. به پدرشون هم بگید که اول پدرشون رو هم ایشون کاملاً بهشون خواهند پرید که: «شما چه میدونین؟» چون شما پدرشون رو خراب کردید. اول بهشون میگن: «تو خیانت کردی، این کارو کردی، این کارو کردی، این کارو کردی.» بعد شروع میکنن با پدرشون صحبت کردن. یعنی اول اون رابطه که شما خراب کردید باید مرمت بشه، بعد پدرشون باهاشون صحبت کنه.

