سوال کامل مخاطب: دختری ۱۰ ساله و پسری ۲ ساله دارم. همسرم از ابتدای زندگی، یک سال سر کار بوده و یک سال بیکار و کلاً از این شاخه به اون شاخه پریده. من زیاد جلوی دخترم در این مورد حرف نمیزنم، ولی به تازگی نگران شدم که نکنه این مسئله برای دخترم عادی بشه و در انتخاب همسرش تأثیر بذاره؛ یعنی این ذهنیت درش شکل بگیره که بیکار بودنِ مردِ زندگی اشکالی نداره. چطور میتونم راهنماییش کنم تا هم پدرش رو پیش دخترم ضعیف نشون ندم و هم ذهنیت اشتباهی در دخترم به وجود نیاد؟
پاسخ: دکتر طناز فرازی
چه سوال قشنگ و خوبی کردین. همون طور که خودتون هم گفتین، بچهها توی خونه یاد میگیرند و اون چیزی که میبینن، براشون درست و عادی به نظر میاد؛ به خصوص زمانی که مادر و پدرشون رو دوست دارن و بهشون نزدیکن.
اگر همسر شما به دخترتون نزدیکه و دخترتون رو خیلی دوست داره، بهترین کار اینه که از خودِ همسرتون خواهش کنید این کار رو بکنن. با یک زبان خوش و بدون اینکه خودِ ایشون رو خراب کنید، بهشون بگین: «بچه عاشقته و خیلی دوستت داره؛ ولی چون الگوی اون هستی، یه وقت نکنه این مسئله براش عادی بشه. شما هم دوست ندارید دامادتون بچه رو اذیت کنه یا بیکار باشه؟». قطعاً ایشون میگن نه و دوست دارن بچه زندگی خیلی خوبی داشته باشه.
بنابراین بگین: «خودت خواهش میکنم به بچه توضیح بده که مثلاً موردِ من استثناست، الان این مسئله پیش اومده و کارم اینه که اینجوری شده؛ ولی این خیلی خوب نیست و مرد همیشه باید سر کار باشه و نباید خونه باشه». چون بچه حرف پدر رو خیلی بیشتر میپذیره و وقتی خودِ پدر این حرف رو بزنه، میدونه چهجوری بگه که خودش خراب نشه؛ از دست شما هم ناراحت نمیشه.
اگر پدرشون قبول نکردن، گفتن نه و ناراحت شدن، باید مواظب انتخاب کلمات و جملاتتون باشین. در این صورت باید یه چند سال دیگه صبر کنید تا بچه بزرگتر بشه. اگه میخواین خودتون بهش بگین، بذارین زمانی که به ۱۳-۱۴ سالگی رسید یعنی بلوغ فیزیکیش کامل شد، پریود شد و یه دو-سه سال از پریودش گذشت) تا خیلی هورمونی و هیجانی فکر نکنه و تصمیم نگیره.
اون موقع میتونین بشینین با بچه صحبت کنین که: «مثلاً پدر شما شرایطش این جوری بوده که این اتفاق افتاده، ولی خب این مسئله به این دلایل برای زندگی خوب نیست. ببین مثلاً چه فشارهایی داره به ما میاد؛ اگه جور دیگه بود، بهتر بود». در اون سن، بچه یاد میگیره و حرف شما رو میپذیره.

