سوال کامل مخاطب: دخترم رو تقریباً نزدیک دو ماهه که مهد میبرم و ۲۵ ماهشه. ولیکن اینجوری هستش که نمیمونه؛ شاید در حد یه ساعت یا یه ساعت و نیم میمونه و بعد مربی میگه گریه میکنه و برمیگردونم. روزهای اول پیشرفت داشت؛ میدوید و میرفت و اصلاً کاری به کار من نداشت، ولی بعد از یه مدتی بهم چسبیده و دیگه داخل نمیره. با توجه به اینکه من کار میکنم، برای من خیلی مهمه که دخترم مهد رو ادامه بده یا نه؛ ولی واقعاً خسته شدم. دو ماهه دارم میرم اونجا میشینم و این قضیه نهایت تا سه ساعت میره، ولی باز دوباره به همون یه ساعت و نیم برگشت میخوریم. الآن توی این هفته ما به یه ساعت و نیم برگشتیم؛ یعنی بعد از یه مدتی شروع میکنه به گریه که نه اشک داره و نه صدا. دیگه به خاطر همین تا میبینن به یه حالتی میخواد برسه، بهم خبر میدن. خواستم ببینم نظر شما چیه؟ این کار رو ادامه بدم یا نه؟
پاسخ: دکتر طناز فرازی
سلام عزیزم ببینین من متوجه هستم که شاغلین و کار میکنین و کاریش هم نمیشه کرد، چون باید سر کارتون برین. ولی این سن برای فرستادن بچه به مهدکودک، سن خیلی کمیه. میگن که بهتره بچه تا چهار سالگی مهد نره. اگه مجبوریم و باید بره، یا باید روی دلمون پا بذاریم که بچهمون در هر حال اذیت میشه و این اذیت شدنه یه تأثیرهایی روش خواهد گذاشت. اینجوری نیست که اذیت بشه و بعد که عادت کرد، اون اذیت خوب بشه؛ اون تأثیری رو که باید بذاره، ما بعداً در سنین نه و ده سالگی و بعد دوباره سیزده و چهارده سالگی و حتی وقتی بزرگتر بشه، میتونیم ببینیم.
من اگه جای شما باشم، اگر مادربزرگ و پدربزرگها دوست دارن که نوه پیششون باشه، ازشون کمک میگیرم. بعضی مامانها یه خرده سختگیری میکنن که نه، بچه اونجا بره لوس یا خراب میشه؛ مگه میخوان با بچه چیکار کنن؟ میخوان عشق و محبت زیادی بهش بدن. کار مادربزرگ و پدربزرگ دوست داشتن بچهست؛ اونا که نباید بچه رو تربیت کنن، بذارین لوسش کنن و هیچ اشکالی هم نداره.
اگر مادربزرگ و پدربزرگ در شرایطی نیستن که از بچه نگهداری کنن، ببینین میتونین یه پرستار بگیرین؟ اگه هزینه گرفتن پرستار که همراه بچه به خونهٔ مادربزرگ و پدربزرگ بره با هزینه مهد یکی باشه، بهتره این کار رو بکنین تا فشار روی اونا نیفته. اگر این هم ممکن نیست، به نظر من فرستادن بچه به مهدکودک رو به پدرش یا یکی از پدربزرگها بسپارید. اونا برن و اونجا بشینن؛ مثلاً اولش وقتی بچه میخواد بعد از یه ساعت و نیم بیاد بیرون، بگن نه، نیم ساعت دیگه هم بمون و بعد میریم. احتمالاً اونا بیشتر از شما میتونن بچه رو نگه دارن و وقتشون هم آزادتر هست. بچه هم وقتی بدونه با باباشه و بابا زود برنمیگرده اون رو برداره، رغبت بیشتری برای موندن پیدا میکنه تا اینکه بدونه مامان هر وقت بگن سریع میاد.
نگران نباشین؛ اگه هیچکدوم از اینها هم نشه و مجبور بشین ببرینش، اینطور نیست که بچه در آینده نتونه ارتباط برقرار کنه. فقط ممکنه یه سری اضطرابهای خاصی پیدا کنه که توی زندگی روزمرهاش تأثیر چندانی نخواهد داشت. مهدکودک رو هم عوض نکنین، چون کار سختتر خواهد شد. مشکل این بچه محیط مهدکودک نیست، بلکه مشکلش جدا شدن از شماست، چون خیلی کوچولو هست. اگه مجبور هستید مهد بذاریدش، بله، ادامه بدین و سعی کنین فاصلهٔ رفتنتون رو هی دیرتر کنین تا عادت کنه.

