سوال کامل مخاطب: با پسرم به مشکل خوردیم. ۳ سال و ۳ ماهشه و یه برادرِ ۶ ماهه داره. میگه همیشه حرفِ خودش باشه و هرچی که میخواد بشه؛ شدتِ این ماجرا خیلی زیاد شده. مراجعه به روانشناس داشتم، میگه تا حدی طبیعیه، اما من شدتش رو طبیعی نمیبینم. در صورتی که من و پدرش اصلاً یه بار هم با هم بحث یا صدایِ بلند نداشتیم. ۲ سال و نیم بود، پرید رو موهام و خیلی کشید، طوری که موهام رو نتونستم جدا کنم، ۲ تا زدم رو دستش. شاید ماهی یه بار پیش اومده باشه موقعیتی پیش بیاد که نتونم خودم رو کنترل کنم و یکی بزنم. از وقتی داداشش دنیا اومده، وابستگیش بیشتر شده و اینکه به نظرم روی تکرارِ کارها و انجامِ هرکاری وسواسِ زیاد داره. منم همیشه خیلی تلاش کردم و میکنم. همه از صبوری و مهرم تعریف میکنن، ولی دیگه احساسِ ناکافی بودن و ناکارآمدی دارم؛ انگار خوب از پسش برنیومدم. لطفاً راهنماییم کنین.
پاسخ:دکتر طناز فرازی
سلام عزیزم، چرا؟ شما خوب از پسش براومدین. من ازتون خواهش میکنم، خواهش میکنم، ویدیوی یوتیوبِ «دو تا چهار سالگیِ بچه» رو که توی یوتیوب گذاشتم ببینین. اونجا خیلیخیلی کامل، ۳۰، ۴۰ دقیقه، توضیح دادم که بچه از سنِ دو و نیم، سه سالگی تا پنج سالگی چرا تغییر میکنه، چرا تکراری میگه، چرا «میخوام، نمیخوام» میکنه، چرا لجباز میشه، دلیلاش چیه، راهکاراش چیه، چهجوری بهش یاد بدیم و چهجوری برخورد کنیم. روی دستش زدن اشتباه هست، باید بهش تایماُت بدین، سه، چهار دقیقه. اینها رو همه رو اونجا خیلیخیلی خوب توضیح دادم. خواهش میکنم اون ویدیو رو ببینین. اگه یه بار کافی نیست، دوبار ببینین که قشنگ حفظ بشینش که با بچه باید چیکار کنین. در موردِ کاری که اشتباهه، مثل زدن، یعنی اگه بچه شما رو بزنه، خیلی جدی به بچه میگیم: «زدن نداریم» و تو جملههای کوتاه. بچه، جملهٔ بلند و منطق و اینها رو الان متوجه نمیشه. من بخوام بشینم براش توضیح بدم، اون مال پنج، شش سالگیه. کوتاه: «نه» و طبقِ اون ویدیویی که گذاشتم، یه قانون میذاریم و قانون رو همه رعایت میکنن، و اگه رعایت نکنن، تایماُت میگیرن. این تمامِ این چیزهایِ وسواس و جیغوداد و اینها رو درست میکنه. خواهش میکنم بازم ویدیو رو ببینین. دلیلِ اینکه بچهتون اینجوری شده اینه که اختلافِ سن بین پسرتون و بچهٔ دوم، برادرش، خیلی کمه. این بچه هنوز این دلبستگی و نیازی که به شما داشته کاملاً برطرف نشده که شما حامله شدین و بچهٔ دوم اومده. الان دلیلِ این چسبندگیش و اینکه «مامان همهٔ کارم رو بکنه» اینه چون بچهٔ دوم طبیعتاً بهخاطرِ سنِ کمش نیازش به شما بیشتره، وقتِ زیادی داره ازتون میگیره، و این بچه میخواد یه وقت از اون عقب نمونه. شما تایمی که براش میذارین و کارایی که خودتون شخصاً براش انجام میدین باید از بچهٔ دوم بیشتر باشه. برای همین هم میگه: «شما ساک رو بیارین، شما با من بیاین پایین.» این از رویِ عشق و دوست داشتنه. این همون ویدیویی که میگم: عشق، خالصترین عشق، عشقِ بچه به مامان و باباش، از وقتی به دنیا میاد تا شش، هفت سالگی.
شما دنیایِ این بچه بودین و هستین، الان مجبور شده، بدونِ اینکه خودش بخواد، دنیاش رو با یکیِ دیگه تقسیم کنه. شما این مثالها، خدایی نکرده، خدایی نکرده، اگه، امیدوارم هرگز پیش نیاد، فقط میخوام حسِ این بچه رو شما الان حس کنین: فرض کنین که شما فردا صبح پاشین و متوجه بشین که ۶ ماهه همسرتون جز شما یکی، خدایی نکرده، خدایی نکرده، یعنی اصلاً هرگز این پیش نخواهد اومد، میخوام حسش بیاد توی شما که حسِ این بچه رو دقیق حس کنین همسرتون یه همسر و بچهٔ دیگه داره. اون روزِ صبح که، اون موقع که شما بفهمین، حالتون چطوری میشه؟ و از اون موقع به بعد زندگیتون با این اطلاعاتِ جدید چطوری خواهد شد؟ همین الان من گفتم، چقدر حالتون بد شد، چه حسی بهتون دست داد. الان، خب این حسی هست که پسرِ سهسالتون هر روز داره باهاش زندگی میکنه. الان متوجه شدین چرا بهتون میچسبه، چرا میگه: «شما این کار رو انجام بدین»؟ شاید این باعث بشه شما که خیلی صبور و مهربونین، یه خرده باز هم صبر و حوصلهتون نسبت بهش بیشتر بشه. ویدیوی یوتیوب رو ببینین حتماً که بدونین با اخلاقهایی که خوب نیست چهجوری باید برخورد کنین: لجبازی میکنه، چهجوری برخورد کنین، عصبانی میشه، چهجوری برخورد کنین، ناراحت میشه. اینها همه راهکارهاش متفاوته و اونجا من همه رو جدا جدا توضیح دادم. اینها رو نگاه کنین، من بهتون قول میدم ۵۰ درصد، ۶۰ درصد از این مشکلات حل میشه.

