پاسخ: دکتر طناز فرازی
در مورد این سؤال، شیر خوردن از سینه مادر برای بچه فقط این نیستش که غذای لازم برای فیزیکش بهش برسه و حس گرسنگیش ارضا بشه؛ به بچه حس آرامش میده، اضطرابش رو کم میکنه، احساس امنیت میکنه. از بوی مادر، از بوی بدن مادر، از گرمای بدن مادر، از ضربان قلب مادر، از همه اینها لذت میبره. بعد به اون سینه و اون نوع شیر خوردن عادت کرده؛ فقط یک چیز نیست که بگی: «خب غذای بچه بوده، ازش گرفتم.»
یهو یه چیزی که یه قسمت بزرگی از دنیای کوچولوی بچه بوده (۷۰ درصد این دنیاش این شیر خوردن بوده)، من اومدم اونو ازش گرفتم، طبیعیه که بچهها عکسالعملهای مختلفی نشون بدن. (مثل این میمونه که بگم) در منزل پول نقد دارم ولی نباید استفاده کنم؛ هست برای روز مبادا، اگه خدانکرده اتفاقی بیفته، بانک بسته بشه، یه چیز اورژانسی شب و نصفشب پیش بیاد. پول تو خونه هست، ولی نمیتونم بردارم الان برم موهامو باهاش رنگ کنم!
خیلی خیالم راحتتره و به اون پول دست نمیزنم، تا اینکه اون پول رو از خونه همسرم برداره ببره مثلاً بذاره سر کار یا تو بانک و بگه: «نه، چون من میخوام هیچکس به این پول دست نزنه، ما اصلاً تو خونه پول نقد نگه نمیداریم.» خب من همش دلم شور میزنه. اگه تو خونهام باشه، بهش دست نمیزنم، ولی ترجیح میدم باشه و من دست نزنم و استفاده نکنم، تا اینکه اصلاً نباشه؛ اینجوری خیالم راحتتره.
بچه هم همینه. بعد هم یه گوگولی مگولی کوچولو با اون دستهای نرم و نازک فسقلی، دستش باشه یه خرده دیگه اونجا، چه اشکالی داره؟ ولی اگه واقعاً اینقدر زیاد دارین اذیت میشین، یه چیزی که خیلی خیلی دوست داره، یه اسباببازی که خیلی دوست داره و خطرناک نیست، تیکههایی نداره که خدانکرده شب بخواد کنده بشه تو گلوی بچه بره، اتفاقی بیفته و خیلی دوست داره و بهش عادت داره رو بهش اجازه بدید بیاره تو تخت. بهش بگید: «فقط باید تو دستت نگهداری؛ اگه تو تخت بذاری، یهو مثلاً میره زیر من، من اوف میشم. یهو مثلاً اینجا اینجوری میشه، اونجا اونجوری میشه.
کمکم چون اونو خیلی دوست داره و میخواد مراقبش باشه، شروع میکنه به بغل کردنش. اولهاش احتمالاً لج میکنه، ولی بعد شروع میکنه اون رو نگهداشتن و دیگه دستشو روی سینه شما نمیذاره.

