سوال کامل مخاطب: دختر ۲ سالهای دارم. به خاطر دخترم تا الان تلویزیون رو کلاً حذف کردیم، اما ۲ ماهه که همسرم گوشی دستش میده و براش کارتون میذاره. من ۱۰۰ درصد با گوشی مخالفم، ولی همسرم این کار رو انجام میده و چون میدونم فرکانس گوشی به ذهن و چشم دخترم آسیب میزنه، خیلی عصبی میشم.
از طرفی خواب دخترم به هم ریخته و یه وقتهایی تا صبح بیداره. همسرم من رو محاکمه میکنه و میگه: «تقصیر توئه؛ نذار روز بخوابه.» مگه دست منه؟ هر موقع خوابش بیاد میخوابه. من تا صبح کنارش بیدارم و شیر میدم و اعصابم بیشتر به هم میریزه. مجبور میشم با صدای بلند با دخترم حرف بزنم و گریه کنم؛ اونم بهخاطر من گریه میکنه و این بیشتر عذابم میده.
و همسرم بجای صحبت و رفع مشکل عذاب وجدانمو بیشتر میکنه محکومم میکنه و میگه این کارت کارما داره. من فقط گریه میکنم و میگم حالم خوب نیست. وقتی از روی عصبانیت با دخترم بد صحبت میکنم خیلی حالم بدتر میشه و روزها تو فکر هستم که چرا اینطور رفتار کردم با کودک ۲ساله دلبندم. خانوادم درکم نمیکنند کمک حالم نیستن.
همسرم اوایل بهتر درکم میکرد کمکم میکرد اما الان فقط سرکوفت میزنه و عذاب وجدانم رو بیشتر میکنه. میگم چون بچه شیر میدم و پریود میشم تغییرات هورمونی دارم. میگه این تغییرات هورمونیت کی تمام میشه خسته شدیم انقدر منت گذاشتی بچه شیر میدی. خانم دکتر با اینکه من تمام وقت و زندگیم رو وقف دخترم کردم اما باز هم فکر میکنم مادر خوبی نیستم و کم گذاشتم. گاها شده بخاطر دخترمون بحثمون شده و ۳ روز با هم قهریم و افکار به هم ریخته من، من رو به جنون میکشه.
کم میارم فقط گریه میکنم و به خودکشی فکر میکنم اما دختر کوچولوم رو میبینم که بعد قرار چی بشه. خانم دکتر وحشتناک حالم بد و کسی درکم نمیکنه حتی همسرم که ادعای رفاقت داره. با عشق ازدواج کردیم ۱سال بعد آگاهانه و با عشق تصمیم گرفتیم بچه ای داشته باشیم.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
سلام عزیزم. ببینین، اولاً که خب همسرتون در این مورد که میگن «نذار بعد از ظهر بخوابه» حق دارن. بچه میتونه بعدازظهر بخوابه اگه شب بهاندازهٔ کافی نمیخوابه و ساعت خوابش کمه؛ چون بچهٔ دو ساله باید ۱۰-۱۲ ساعت بخوابه. حالا بچه با بچه فرق میکنه. اگر که شب میخوابه و هنوز خسته هست، بعدازظهر ساعت یک میخوابه تا ساعت ۳، یا دو میخوابه تا ساعت سه و نیم. اما بچه تو این سن از ساعت سه و نیم به بعد نباید بعد از ظهر بخوابه؛ چون اگه بخوابه (آدم بزرگ هم همینه دیگه) شب ساعت ۷ و ۸ که باید بره تو تخت، خوابش نمیبره. خب فعاله، خوابشم کرده، غذاشم خورده، کجا بره بخوابه؟ خواب بعدازظهر بچه رو باید تنظیم کنین.
اگر بهش احتیاج داره، ساعتش رو عوض کنین. این زمان میبره ولی درست میشه و این کار با شماست دیگه؛ چون باباش که میره سر کار، این سختی رو شما باید بکشین تا زمانش درست بشه.
مسئلهٔ دوم اینه که عزیزم، دو سال برای شیر دادن کافیه؛ کافیه و دیگه لازم نیست شما خودتون به بچه شیر بدین. یعنی باید از یکسالونیمگی کمکم مراحل گرفتن بچه از شیر رو شروع میکردین که دیگه تا دو سالگی تموم بشه. اگر این کار رو نکردین، الان شروع کنین بچه رو از شیر گرفتن و دو-سه ماهه تمومش کنین. نه برای بچه خوبه دیگه، نه برای شما.
به هزار و یک دلیل خوابش میریزه به هم، خواب شما رو میریزه به هم. بعد ببینید مامان که خسته هست، چون سیستم زندگیش درست نیست و خوابش مرتب نیست، خب مشخصه عزیزم حالتهای افسردگی میگیره و این بدتر و بدتر میشه. شما افسرده نیستین، شما از شدت خستگی این حال بهتون دست داده؛ چون نه درست میخوابین، نه درست غذا میخورین، نه حمومتون رو با خیال راحت میرین و این خیلی خوب نیست.
اگر برگشتین شهر خودتون، بچه رو یه بعدازظهر هر هفته (همون روز، همون ساعت) بذارین پیش کسی که راحت باشه؛ خواهرتون، مادرتون، دخترخالهتون، اون یکی مامانبزرگ بچه. جایی که خیالتون راحته، هر هفته بچه رو دو-سه ساعت بذارین پیششون که به کارهای شخصی خودتون برسین. بچه رو از شیر بگیرین که هم خواب شما مرتب بشه، هم بچه. خواب بعدازظهر بچه رو هم درست کنین.
در مورد دیدن کارتون، تلویزیون نداشتین؟ خب الان باباش میخواد بهش کارتون نشون بده، شما روی تلویزیون نشون بدین. بچهٔ این سنی یادگیریش از طریق مجازی خیلی میتونه خوب و زیاد باشه. یا میتونین تبلت بگیرین که چشم بچه رو به اندازهٔ تلفن اذیت نکنه، یا تلفن/تبلت رو وصل کنین به تلویزیون که از طریق تلویزیون برنامههای آموزشی و کارتون و اینا رو نگاه کنه. نمیتونین بهصورت کامل برای بچه حذفش کنین و براش هم لازمه. به شما هم باز اون دو تا نیم ساعتی که بچه در روز تلویزیون میبینه، فرصت میده که به کارهای خودتون رسیدگی کنین. این کار خوبیه، کار بدی نیست.
در مورد حال خودتون، به نظر من شما الان بچه رو باید اول از شیر بگیرین؛ چون هر دارویی که مصرف کنین، از طریق شیر خب بچه هم میگیره دیگه. زمانی که (امیدوارم ظرف دو-سه ماه آینده) بچه رو از شیر گرفتین، خودتون زیر نظر روانپزشک یک دوره قرص خیلی سبک مثل مثلاً «فلوکستین ۱۰» مصرف کنین؛ روزی دو تا، یه دونه صبح، یه دونه شب. مصرف کنین که این حالت و این افکاری که الان برای من توضیح دادین (راجع به خستگی و ولکردن و خودکشی و اینا) از بین بره. یک دورهٔ کوتاه (چهار ماه، شش ماه، نُه ماه) مصرف کنین، خستگیتون درمیره، زندگیتون منظم میشه، حالتون بهتر میشه. بعد کمش میکنین (فلوکستین دو تا ۱۰ رو میکنین یک دونه ۱۰ صبح، بعد یک روز در میون میکنین، بعد هفتهای دو تا، بعد هم میذارینش کنار).

