سوال کامل مخاطب: پسرم ۲ سال و ۷ ماهشه، ولی نمیتونه در برابر بچههای دیگه حقش رو بگیره. مثلاً اگه بخواد تو پارک بره سرسره و از پلههاش بالا بره، اگه یه بچهٔ دیگه بخواد بره، اون عقب میره تا اون یکی اول بره؛ انگار که مثلاً نوبت خودش نبوده. یا پسر عموش که تقریباً هم سن خودشه، اگه وسایلش رو برداره، به من میگه: «بیا ازش بگیر.» من بهش میگم: «من پشتتم، تو ازش بگیر؛ اگه نداد و دعوات کرد، میام.» میدونی، قدرت «نه» گفتنش کمه. بیشتر بچهٔ حرفگوشکنی هست تا اینکه بخواد بگه «نه». دوست دارم از حق خودش دفاع کنه و خودش بگه «نه». وقتی این دو سال رو بررسی میکنم، میبینم خودم هم خیلی روش حساس بودم و زیاد بهش امر و نهی کردم که «این کار رو نکن»، «اون اشتباهه»، فلان و بهمان. ولی الان دیگه اگه چیزی بخواد که مخالفت کنم (فقط به خاطر اینکه بهم بگه نه)، وقتی گفت «نه»، به حرفش گوش میدم.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببینین عزیزم، این خصوصیت اخلاقی بدی نیست. الان تو این سن معلوم نیست که وقتی بچهٔ شما نمیره چیزی بگه یا نوبت سرسرهاش رو میده، برای اینه که از اون بچههایی هست که از جنگ و بحث و دعوا کنارهگیری میکنه و بچهٔ آرامشطلب و صلحطلبیه، یا اینکه ذاتاً مهربونه و دوست داره بقیه اوکی باشن، یا اینکه نه، حقش رو نمیتونه بگیره و از این نظر اعتماد به نفسش کمه.
باید اجازه بدین بزرگتر بشه تا بعد ببینیم چجوریه. من بچههایی رو میشناسم که ۱۷-۱۸ سالشونه و خیلی هم راحت میتونن حقشون رو بگیرن؛ هم از نظر منطقِ حرفزدن، هم اگه به زور باشه از نظر فیزیکی، هم از نظر قانونی؛ یعنی به همه چیزش خیلی وارد هستن. ولی جاهایی که مسئله کوچیکه و خیلی مهم نیست، اصلاً چشمشون رو میبندن و رد میشن و میرن. این خیلی خصوصیت اخلاقی خوبیه که آدم از مسائل کوچیک رد بشه و بره و بزرگش نکنه. اینکه سر سرسره من اول از پله بالا برم یا شما برین، خیلی مهم نیست. میدونین چی میگم؟ این باعث میشه که آدم با اعصاب راحتتر و در آرامش بیشتری زندگی کنم تا اینکه سر کوچکترین چیزی بخواد بگه: «وای من، حق من، مال من، برم حقم رو بگیرم». بله، اگه پولمه و به یکی قرض دادم، یا یه کسی قرار بوده کاری رو انجام بده، یا سرمایهگذاری کردم و طرف میخواد پولم رو نده و بخوره، میرم حقم رو میگیرم.
اما اینکه من دارم تو خط خودم میرم و یه ماشین یهو بخواد بپیچه بیاد، بعد من بخوام نذارم بیاد یا بوق بزنم چون حق منه و اونم باید تربیت بشه، این اعصاب و روان من رو بیخودی به هم میریزه. اون چیزی که از من میگیره، خیلی بیشتر از اون چیزی هست که انجام میشه. متوجه هستین که چی میگم؟ برای همین باید یه خرده صبر کنین تا ببینیم چرا این بچه این کار رو میکنه.

