سوال کامل مخاطب: پسرم، ۲۸ ساله. یه ایرادی در ناحیهٔ فک و صورت دارم که با حالت نرمال تفاوت داره. عمل جراحی سختی هم انجام دادم؛ تا حدی بهتر شده، ولی همچنان نرمال نیست. نظر چند پزشک اینه که کاریش نمیشه کرد دیگه. اعتمادبهنفسم بهشدت پایین بوده سر این قضیه و بعد از عمل هم باز باهاش کنار نیومدم. هیچوقت تا حالا نتونستم تو رابطهای برم و تو جمعهای زیادی نمیرم. همیشه حس عیب داشتن و کافی نبودن رو با خودم داشتم. از رفتاردرمانی ACT هم نتیجه نگرفتم.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببینید عزیزم، شما به نظر من بهترین راهی که میتونید ارتباط با کسی برقرار کنید تا اعتماد به نفستون بره بالا، اینه که موارد خوب دیگهای که دارید رو همیشه همینه من اگه هیکلم یه جوری باشه که مثلاً فرض کنید در ناحیهٔ باسن اشکال دارم، پهنه، بزرگه، مشکله، ولی کمرم باریکه، شونههام پهنه، یه لباسی رو انتخاب میکنم که شونههام بیرون باشه، کاملاً نشون داده بشه، تا کمر چسب باشه، از کمر لباس باز بشه، گشاد بره پایین. چه اتفاقی میفته؟ اون چیزای خوبی رو که دارم، دارم بیشتر روش نشون میدم، و اون تیکه که به نظر خودم شخصاً اوکی نیست رو دارم کاورش میکنم. نه این که کلاه بذارم سر کسی، اینجوری تصمیم گرفتم لباس بپوشم. خب، این تا اینجا.
تمام آدمها با یه قسمت یا چندین قسمت از ظاهرشون این مسئله رو دارن. حالا یا با جراحی درست میشه یا خیلیاش با جراحی و اینا درست نمیشه، یا دائم باید برن مثلاً بعضیا میرن بدنتراشی، هر دو سال یه بار باید بره اگه کارهای لازم بعدش رو انجام ندید، دوباره عوض میشه. اما بیشتر ما آدمها خانم و آقا چیزهایی هست تو بدنمون که دوست نداریم. اگه بتونیم عوضش کنیم، میکنیم. اگه نتونیم عوضش کنیم، شروع میکنیم اون چیزهایی رو که دوست داریم بیشتر نشون بدیم، بلدشون کنیم، روشون نور بندازیم، و اون چیزایی که برامون خوشایند نیست رو کاور کنیم.
من نمیتونم دماغم رو عمل کنم. با کانتور و این کاراهایی که خانمها میکنن من خیلی بلد نیستم بعضی جاهاش رو روشن میکنم، بعضی جاها رو تیره میکنم، یه جوری دماغم رو درست میکنم که اصلاً دماغم اونی که هست به نظر نمیاد. چشمام کوچیک باشه؟ با اونقدر قشنگ من دیدم با سایه و خط و اینا درستش میکنن که خدا میدونه. حالا شما مثل بقیهای، یعنی فکر نکن که ناکافی هستی. همهٔ ما همینیم، این قسمت رو اول متوجه باش.
قسمت بعدیش اینه که وقتی یه همچین چیزیه که احساس میکنی داره بهت یه چیزی رو القا میکنه که اعتماد به نفست رو تو شروع رابطه میگیره، از رابطههای مجازی شروع کن. رابطهٔ رودررو برای همه ساخته نشده. ما همهمون اینجوری نیستیم که بخوایم بریم یه کسی رو ببینیم، یه ارتباطی رو شروع کنیم، ببریم جلو. من اگه اخلاقم خوبه، رفتارم خوبه، آدم خیلی خوبیم، یه رابطهٔ مجازی رو شروع میکنم، این چیزایی که توش خیلی قویام رو تو دو، سه هفته به طرف نشون میدم، بعد میرم میبینمش. حالا دیدمش، خب، روی بدنم کار میکنم. مگه یه قسمتی از صورتم رو دوست ندارم؟ بدنم رو میسازم، تیپم رو درست میکنم، این رو خوب میکنم، اون رو خوب میکنم، موهام خوب باشه، به موم میرسم، بعد میرم جلو.
من بهت قول میدم که وقتی اینجوری باشه و وقتی کسی ما رو بشناسه و اخلاق و رفتارمون رو بدونه، اون قسمتی که به نظر خودت تازه ممکنه بقیه ببینن اصلاً اونقدر براشون که برای خودتون مهمه، مهم نباشه. ولی وقتی اون چیزای دیگه رو اول نشون میدم و خیلی قشنگ هم نشون میدم، بقیهاش یا کمرنگ میشه یا اصلاً به نظر طرف نمیاد. یا اگه به نظرش بیاد، میذاره تو کفهٔ ترازو، میبینه: «نه، این خیلی بابا اونقدر خوبه که اصلاً این مهم نیست.» بنابراین، نه ناراحت باش، نه احساس ناکافی بودن بکن. اگه اینجوری باشه، همهٔ ما باید یه همچین احساس ناکافی بودنی بکنیم و همه ما هم وارد ارتباطات نشیم و هیچی رو شروع نکنیم. اصلاً اینجوری نیست.
فکر نکن که فقط شما یا بعضیا هستن همه چیز ظاهرشون اصلاً عالیه. طرف خجالتیه، حرف نمیتونه بزنه، چه پسر، چه دختر. اینقدر من تو دایرکتها و کامنتها دارم که ترجیح میدن مجازی ارتباط رو شروع کنند، چون رودررو نمیتونن، یا روشون نمیشه، یا یهو بد حرف میزنن، بد منظورم بیادبانه نیست یعنی چون خیلی خجالتی هستن، یهو زبونشون بند میاد یا یه چیزی رو تکراری میگن یا جواب نمیتونن بدن یا طولانی میکنن. بنابراین، اصلاً اشکال نداره.

