سوال کامل مخاطب: سوالم دربارهٔ دخترمه که ۳۴ سالشه. دخترم چند سالیه که یه دفعه مطرح میکنه یا بدون این که با ما درمیون بذاره، خونه رو ترک میکنه. دلیلش اینه که میگه: «دیگه نمیتونم با شما زندگی کنم، سخته.» ازش سوال میکنم: «کجا؟ خونهٔ کدوم دوستت؟» میگه: «لازم نیست بدونی.» منظورش همون دوستانیه که خونهٔ مجردی دارن و باهاشون از شهرستان اومدن و اینجا ساکن هستن. البته تقاضای گرفتن خونهٔ جدا از ما رو هم داره. با توجه به اصرار و پرخاشگری که میکنه، من و پدرش رضایت به این کار داریم. الان باز دو ماهه رفته و بهجز چند بار تماس راجع به این که بیا باهم چند واحد آپارتمان ببینیم تا نهایی کنیم، جواب نمیده یا بهانه میاره. واقعاً مستأصل موندیم، چیکار کنیم؟ تا این مرحله البته خیلی حرفهای دیگه هم هست دربارهٔ ایشون که اگه بخوام بگم، طولانی میشه.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببینید عزیزم، چون دیگه یه خانم ۳۴ ساله هستند و بچه نیستند اگر شما خودتون ۲۰ سالتون بوده، یعنی ۱۴ سال از دخترتون کوچکتر بودید، بچه داشتید. توی سن ۳۴ سالگی، بچهتون ۱۴ سالش بوده. متوجه میشید چی میگم؟ الان من متوجه هستم که حس شما به ایشون همیشه مثل حس مادر به بچه هست و دوست دارید حمایتش کنید، ولی بچه توی این سن و سال دیگه کوچولو که نیست. بچهٔ آدم هست، ولی کوچولو نیست. زمانی که احتیاج داشته باشه ما حمایتش کنیم، خودش میاد میگه. ما اگه در توانمون باشه، کمک میکنیم؛ اگه نباشه، نه. حساسیت رو روی این موضوع کم کنید. میگم برای این که ایشون ۳۴ سالشونه، بالغاند، عاقل هستند، و کاری در واقع نمیشه انجام داد. دیگه خودشون باید برای خودشون و زندگیشون تصمیم بگیرن.

