سؤال کامل مخاطب: من ۴۷سالمه، بچه ندارم و سه ساله که از ایران اومدم و آمریکا هستم. اینجا توی کالج مشغولِ تحصیلم. یادگیری و حرف زدنِ زبان بزرگترین مشکلم شده. چون مجبورم کار کنم، وقتِ کافی برای مطالعه ندارم. میخوام برم دانشگاهِ یوسیالای (UCLA) و نیاز دارم که حتماً انگلیسیِ ۱ و ۲ رو پاس کنم. برای رفتن به یوسیالای باید شصت یونیت پاس کنم که با این زبانِ بیزبانی، ۴۰ واحد رو (البته کلاسهای هنری و عملی) پاس کردم. نمیدونم باید چیکار کنم؟ خیلی از حرفها رو نمیفهمم. همیشه به معلمها میگم: «ببخشید من زبانم خیلی خوب نیست.» ولی ازم استقبال میکنن، همهشون بهم لطف دارن و میگن: «تو توی زمینهٔ هنر یه نابغه هستی.» برنامه گذاشتم که تا یک سالِ آینده باید یوسیالای باشم، ولی نمیدونم آیا شدنیه یا نه. یه معلمِ خصوصیِ آنلاین توی ایران دارم و اینجا هم کالج بهم معلمِ خصوصیِ رایگان داده. زبان کابوسِ زندگیِ من شده و اعصابم رو خرد میکنه. در ضمن مشکلی که دارم اینه که زمانِ طولانی نمیتونم بشینم درس بخونم؛ کلافه میشم، میخوام فرار کنم و بهشدت استرس میگیرم. بهمحض اینکه کلاسهام شروع میشه، پر از استرس و نگرانی میشم. بهنظرتون چیکار کنم؟ لطفاً کمکم کنین، ممنون میشم.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببینین عزیز من، فوقلیسانسِ اول من در زمینهٔ آموزش با شاخهٔ آموزشِ زبان به کسانی که زبانِ اولشون انگلیسی نیست، بوده. بنابراین حرفی که بهتون میزنم از روی سواد و تحصیله. بهترین راهِ آموزشِ زبان اینه که ما بهصورت طبیعی، همونجوری که بچه زبان رو یاد میگیره، اون رو یاد بگیریم. هی میشنویم، میشنویم، میشنویم، بعد حرف میزنیم، بعد میخونیم و بعد مینویسیم. شما الان جایی هستین که شنیدارتون خیلی زیاده و خیلی عالیه؛ در محیط مناسبی هستین و معلم هم دارین. فکر میکنم دلیلِ اینکه این روش برای شما خوب کار نمیکنه، اینه که میترسین. شما باید صحبت کردن رو شروع کنین. غلط غلوط حرف بزنین، مهم نیست، درست میشه؛ چون هی دارین درستش رو میشنوین. بچه هم همینطوره دیگه. دیدین اولش اشتباه صحبت میکنه، ولی بعد خودش با شنیدن هی اشتباههاش رو درست میکنه تا اینکه زبانِ مادری رو بدون اینکه قواعد پشتش رو بدونه، خیلی قشنگ حرف میزنه. گذشته رو گذشته میگه؛ مثلاً وقتی میپرسن: «شام خوردی؟» میگه: «آره شام خوردم»، نمیگه شام میخورم. نمیدونه تفاوت زمانها چیه و ادبیاتش رو بلد نیست، ولی درست حرف میزنه. بعد از اینکه خوندن و نوشتن رو یاد میگیره، درست میخونه و مینویسه، ولی باز هم قواعد رو بلد نیست. ادبیات یه بچهٔ کلاسِ چهارم پنجم در این حد نیست که یه شعر بهش بدین و بخواد بشینه کلش رو از نظرِ دستوری براتون باز کنه، ولی درست حرف میزنه و کاملاً میتونه همهچیز رو بخونه و متوجه بشه. من فکر میکنم شما ترس دارین و این ترستون مالِ اینه که هی به خودتون میگین: «نشد، نمیشه، زبانه کابوسه.» مغزتون داره اینها رو میگیره و جوابی که بهتون میده اینه که: «خب پس یاد نمیگیری دیگه؛ اگه سخته و کابوسه، یاد نمیگیری.» حرف زدن رو شروع کنین و توی محیط باشین. تازه میگین کار هم میکنین؛ پس خودتون رو جاهایی قرار بدین که مجبور باشین صحبت کنین. هرچی بیشتر حرف بزنین، شنیدارتون اول از همه درست میشه، بعد حرف زدنتون، بعد خوندن و بعد نوشتنتون درست میشه. فقط باید رها کنین و به خودتون بگین اگه اشتباه هم بکنم، اشکالی نداره و اصلاً مهم نیست. نمیگم معلم نداشته باشین؛ خوبه که قواعد و اینها رو هم یاد بگیرین، ولی بهترین راهش اینه که اگه غلطغلوط هم هست، همون غلطغلوط رو شروع به صحبت کردن و نوشتن کنین.

