سوال کامل مخاطب: من خانم ۴۶سالهای هستم. درمورد پسرم که ۱۷ سالشونه، سؤال دارم. پسر من بهشکل بیمارگونهای به خودش گیر میده و از صورتش بدش میاد. تمام فکرش درگیر این مسئله شده و همش به خودش گیر میده. من و پدرش از این موضوع واقعاً خیلی افسرده شدیم. اون اصلاً دوست نداره زیاد بیرون بره، توی مدرسه همش عصبیه و از خودش و قیافهاش متنفره.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
خب عزیزم، این که کاری نداره؛ بشینین و باهاش صحبت کنین. بهجای افسردگی بهش بگین: «باشه، از کجای قیافهات بدت میاد؟ از کجاش بدت میاد؟»
اگه مثلاً مشکل وزن داره و احساس میکنه صورتش چاقه، بگین: «بیا الان با من و بابات برو؛ مثلاً جمعهها کوه میریم و در طول روز هم از مدرسه که اومدی، مثلاً صبح که چیزی خوردی، با من بیا تا روزی ۴۵ دقیقه راه بریم.» وزنش پایین میاد و اوکی میشه. اگه مشکل از پوست صورتشه، میتونیم پیش دکتر پوست ببریمش. اگه دماغش یه مشکلی داره، بگین: «باشه، ما کارهامون رو میکنیم. مثلاً تا شش ماه یا یه سال دیگه، هر وقت که بتونیم، پول رو جمع میکنیم و اگه مشکل داری، برو دماغت رو عمل کن. الان با صورت همه کار میشه کرد.» فقط باید ببینین که اون از کجای صورتش بدش میاد.
یه خرده از اینها عکسالعملهای بچههاست. وقتی فشار درس روی اونها زیاد میشه بچهٔ شما توی سن بدیه؛ یا امسال یا سال دیگه کنکور داره، خیلی از اوقات این فشارها از جاهای دیگه بیرون میزنه. یعنی یهو بچه میگه: «خونه گرمه»، «خونه سرده»، «سروصدا زیاده»، «من الان دیگه این غذاها رو نمیخورم»، «وای موهام اینجوریه»، «وای هیکلم اینجوریه». ولی واقعاً منظورشون اونها نیست؛ این اضطراب و استرس درسه.
چون من توی خونه باهاش نیستم که ببینم، شما میتونین این رو تشخیص بدین که واقعاً الان با صورت و قیافهاش مشکل داره یا این حساسیتها بهخاطر درس و اضطراب کنکور و انتخاب رشته هست.

