سوال کامل مخاطب: خانم هستم و من زندگیم رو به خاطر اینکه عاشق آقایی شدم که ۱۲ سال از سن خودم کوچکتر بودن و مجرد، به خاطر این آقا پسر به هزاران زحمت از همسرم جدا شدم، و اون آقا منو ترک کردن. و حالا من موندم و تنهایی. الان هم هیچ اعتمادی به هیچ مردی ندارم و یه جورایی قفل شدم. نمیدونم چیکار کنم؟ میشه سربسته منو به جواب سوالم برسونید؟
پاسخ: دکتر طناز فرازی
عزیز دلم، این شما نیستید که نباید به مردها اعتماد کنید. من فکر کنم شما یه کاری کردید که مردان به شما اعتماد نمیتونن بکنن. من وقتی یه پسریم که از شما ۱۲ ساله کوچکترم، میام یه چرت و پرتی بهتون میگم و شما به خاطر یه چرت و پرت خیلی بیاساس من، برای مدت کوتاهی که باهم بودیم، با یه مردی که احتمال ۹۹ درصد بچهام توش هست خراب میکنید و میرید، آیا من که ۱۲ سال از شما کوچکترم باید به شما اعتماد کنم؟
به خاطر یکی دیگه یهجوری میگید «به هزار زحمت من ازش جدا شدم»، انگار کار خوبی کردید. اونم بهتون اعتماد نداره. هر مرد دیگهای هم که شما این داستان رو براش تعریف کنید، بهتون اعتماد نمیکنه.
اون وقت شما الان دارید به من… من اینو بیقضاوت دارم بهتون میگم، میخوام مسئله رو براتون روشن کنم که دیدتون الان خیلی اشتباهه. شما به مردا اعتماد ندارید، اینجوری نیست، عزیز من. شما باید یه نگاهی به خودتون بکنید. دو تا اشتباه بسیار بسیار سنگین داشتید.
زمانی شما میتونید به سمت جلو حرکت کنید که اشتباهاتتون رو تقصیر بقیه نندازید. این میشه بلوغ. بپذیرید که اشتباه کردید و این مشکل، مشکل مردان نیست که بخواهید بهشون بی اعتماد بشید. مشکل، تصمیمگیری اشتباه خودتونه. این رو که بپذیرید، بعد فکرتونم درست میشه، به مردها هم دوباره اعتماد میکنید.

