سوال کامل مخاطب: دوستی دارم که فامیلمون هم هست و با هم هستیم؛ در واقع کل معاشرت من با این دو گروه هست. دوستم هم منو میخواد هم نمیخواد! شدیداً به من حسودی میکنه، ولی منو قبول داره و میگه عاقل هستم؛ در واقع داره از من استفاده میکنه. من اگر بخوام باهاش کات کنم، همهٔ مهمونیها و دوستام رو از دست میدم. اگه بخوام هم باهاش دوست بمونم، همش داره اذیتم میکنه، توقعات اضافه داره و خیلی غیبتم رو میکنه البته غیبت همه رو میکنه. تنها چیزی که داره زیبایی و هیکله؛ اخلاق و شعور صفره. مهمانی زیاد میده و همه هم باهاش هستن. هر از گاهی با یکی خیلی صمیمی میشه، اون دوست رو میبره تو اوج و هی تعریف میکنه، بعد با کله میکوبدش زمین! چون پولدار و زیبا و خوشهیکله، همه میخوان باهاش دوست باشن. حالا من نمیدونم رفتارم باهاش باید چهطوری باشه؟ چیکار کنم که هم دوستام و گروههامون رو از دست ندم، هم با این دوست بیشتر از این درگیر نشم؟
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببین عزیزم، مگه تو از طریق این دوستت وارد این گروهها شدی که اگه دوستیتون به هم بخوره بخوای از گروه بیرون بیای؟ اگه بقیهٔ آدمای اونجا تو رو به واسطهٔ این شخص میخوان، همون بهتر که همشون از دورت کنار برن. اگه خودتو بهخاطر خودت دوست دارن، بچه که نیستن! وقتی دو نفر با هم حرف نمیزنن، گروه که نباید یارکشی کنه و بگه این اینوری، اون اونوری. تو که تو گروه هستی، نهایتش با این دوستت خیلی حرف نمیزنی. اگه میدونی که تو رو به واسطهٔ اون میخوان و یارگیری میشه و همه بچهبازی میخوان دربیارن، ولی با اینکه بچه هستن و اخلاقشون خوب نیست، تو هنوز میخوای تو گروهشون باشی، مجبوری که کج و معوج با دوستت رفتار کنی و تحملش کنی. حالا حسودیش هم میشه؛ مگه آدم میتونه جلوی حسودی بقیه رو بگیره؟ وقتایی که باهات خوبه، از دوستیت باهاش لذت ببر. وقتایی که حالش خیلی خوب نیست، تو هم ندیده بگیرش و چشمتو ببند.

