پاسخ: دکتر طناز فرازی
دقیقاً منظور من از این حرفی که زدم که: «آدما تصور کنن که کسی نیست و نمیبیندشون و قضاوتشون نمیکنه، که بتونن بفهمن که خودشون چی دوست دارن و چی براشون مهمه»، همین بود دیگه! شما اگر که با غذا و رستوران و فیلم خوشحالین و اگر کسی نبود در جامعه که بخواد بهتون فشار بیاره که ازدواج کنین، هرگز ازدواج نمیکردین؛ خب ازدواج نکنین! بچهدار نشین! اگه واقعاً اون چیزی نیستش که دوست دارین و میخواین، برای چی فکر میکنین که جامعه میتونه شما رو مجبور کنه؟
این معنیش این نیستش که آدم افسرده بشه، یا اصلاً کار نکنه، یا پیشرفت نکنه؛ میتونه هنوز آدم کار کنه، درآمد داشته باشه، پیشرفت کنه برای اینکه اون چیزایی رو که دوست داره بهتر کنه. اگه برای فیلمهایی رو که میبینین باید ویپیان (VPN) داشته باشین، خب ویپیانِ بهتر بگیرین سرعتش بره بالا. اگه یه فیلمی یه جایی مال کشور خارجیه تازه درمیاد، خیلی وضعتون خوب میشه بلیطشو بخرین برین ببینین. غذا دوست دارین؟ بهترین رستورانا برین. همیشه میشه آدم به زندگی امیدوار باشه و انرژی داشته باشه و سازندگی داشته باشه، در عین حال کارهایی رو بکنه که دوست داره و بهش انرژی میده.
و کارایی که به من و توانمندیهای من و شخصیت من میخوره، زوری و اجباری نیست. باور کنید کارهایی که زوری و اجباری و بهخاطر فشار بقیه انجام میشه، یک جایی در یک مرحلهای، یا… (دنبال لغت فارسی دارم میگردم) نه اینکه به بنبست برسیم، میرسیم یه جا دیگه راکد میشه، دیگه از اونجا بیشتر نمیریم بالا؛ چون انرژی برای ساختنِ بیشتر، توومون نمیمونه. چون دوستش نداریم اون کار یا اون عمل یا اون شیء رو، اونو نمیخوایم، دوست نداریم. و بعدم اینکه خوشحالیمون هی کمتر میشه، انرژیهای مثبتمون کمتر میشه.
هر آدمی یکسری تواناییها داره، یک شخصیتی داره که با شخصیت همه آدمای دیگه متفاوته، یکسری قابلیتها داره؛ از اونها استفاده میکنه در جهت پیشرفت و بهتر شدن.

