سوال کامل مخاطب: مادری که خودش نیازمند و بیمار هست و ارثش را به فرزند پسر داده و از دختران توقع انجام کارهاشون رو داره، در حالی که تمام پول در اختیار فرزند پسره که کارهای مادر رو با منت و نصفهونیمه انجام میده، چه باید کرد؟ اگر کارهای مادر از طرف فرزند دختر انجام بشه، «وظیفه» بوده ولی برای فرزند پسر بزرگترین «لطف» هست. اگر کارهای مادر توسط دخترها انجام میشه، فرزند پسر این رو وظیفه اون خواهر میدونه و مادر هم با طلبکاری رفتار میکنه. در این تبعیض همیشگی چه کار باید کرد؟ صحبت کردن هم کاملا بیفایده بود.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببینین عزیزم، این مسئله یه مسئلهایه که خب بچهها (فرقی نمیکنه که پسر یا دختر) به مادر رسیدگی میکنند؛ نه چون وظیفهشونه، نه چون ارث گرفتن و اینم نیستش که نکنن چون ارثی بهشون داده نشده. این ارث یک چیزیه که ما برای خودمون یه پیشفرض گذاشتیم؛ چون تو فرهنگمون اینجوری بوده که همیشه مادر و پدرها به بچهها رسیدن. که حتماً مامان بابای من یه چیزی دارن و حتماً اونو میذارن برای من. ارث در واقع یک لطفه که پدر و مادر به بچهها میکنن، چون همین که بچه رو به دنیا آوردن و بهش رسیدگی کردن و این بچه بزرگ شده و به جایی رسیده که خودش بتونه از پس کارای خودش بربیاد، وظیفه پدر و مادر تموم میشه و بقیهاش همش لطفه. خیلی از پدر و مادرا هستند در جاهای دیگه دنیا که وقتی بچهها بزرگ میشن، تا آخر عمرشون پولشون رو برای خودشون مصرف میکنن؛ کارهایی که دوست دارن انجام میدن، مسافرت میرن، بعضیها نه اصلاً یهو کلش رو میدن به خیریه و با اینکه بچه دارند ولی به بچهها نمیدن.
پس دادن یا ندادنش نباید باعث بشه که من به مادر و پدرم بخوام بیشتر رسیدگی کنم یا کمتر رسیدگی کنم. اینو باید کلاً از این معادله بذاریم کنار. بعد بریم سر این بحث که دخترا اگه برسن وظیفهست، پسر اگه برسه لطف کرده. اینم باز یه مسئلهایه که فرهنگیه. خب هم فرهنگیه هم طبیعتی؛ زن جوری طراحی شده همه چیزش، که بچه به دنیا بیاره، بچه نگه داره، بچه بزرگ کنه.
بتونه تشخیص بده الان بچه چی میخواد، چی نمیخواد. نه اینکه مردا نتونن، ولی خب مرد بچهدار که طبیعتاً نمیتونه بشه و جز اون، اگر بخواد به بچه رسیدگی کنه خیلی بیشتر از زن باید زحمت بکشه که بتونه بفهمه دقیقاً باید با بچه در چه زمانی چه کاری رو انجام بده؛ باید یاد بگیره. اما در وجود زن هست، بنابراین نگهداری کردن برای زن به خاطر طبیعتش و ساختارش راحتتر از مرده.
یه مسئله دیگه اینه که میدونم الان توی این دوره و زمونه اینجوری نیست و خیلی از خانوما هم پابهپای مردها کار میکنند، ولی فرهنگ ما سالها اینجوری بوده که خانمها کار نمیکردن (کار یعنی کار میکردن ولی کار منزل بوده) و مرد بیرون از خونه کار میکرده. خب برای کسی که کار منزل داره راحتتره که زمان رو جوری مدیریت کنه که بتونه به مادر و پدرش برسه و میگم، براش تعریف هم شده و بلده این کار رو. مرد هم بلد نیست، هم کسی که خب از صبح تا شب سر کاره خیلی سختتره که بخواد اون کار رو انجام بده چون مسئول خانواده است (حداقل خانواده خودش)، ولی زن یک همسری داره که یه مقدار زیادی از مسئولیتها رو پذیرفته.
میگم، اینا فرهنگیه؛ ممکنه الان خیلیا باشن که زن و شوهر به یک اندازه مسئولیتها رو تقسیم کردن. من نمیدونم که زندگی شما و خواهرتون چهجوریه و برادرتون چقدر و چند ساعت کار میکنه، ازدواج کرده یا نکرده، بچه داره یا نداره، آیا بچهاش کوچیکه و تازه به دنیا اومده یا نه بچهها بزرگترن. اینا همه تاثیر میذاره. مادر هم معمولاً از اون کسی که توانمندیش بیشتره، بیشتر توقع داره.
این به خاطر این نیستش که مامانتون شما رو دوست نداره و پسرشو بیشتر دوست داره؛ به خاطر اینه که به نظر مامان شما، شما آدم بسیار بسیار قویتری هستید از برادرتون، برای همین هم انتظار از شما بیشتره تا از برادرتون. نه اینکه نه، پسرشون رو خیلی دوست دارن برای همین هیچ کاری ازش نمیخوان و ماها رو دوست ندارن و کار زیاد میخوان! جریانش اینجوریه.

