سوال کامل مخاطب: من در ۲۰ سالگی با خانمی پنج سال بزرگتر ازدواج کردم. الان ۳۷ سالمه، پسر هشت ساله دارم. بخاطر شکاکی شدید و بددهنی همسرم، از همه دوری میکنم که دعوا نشه. ولی دیگه حالم از زندگی و ترس و تنفر بهم میخوره. طلاق درسته یا صبر کنم و این جهنم رو تحمل کنم؟ نمیتونم به پسرم محبت کنم.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
اینکه شما نمیتونید به پسرتون محبت کنید، ربطی به خانمتون ندارهها. اون یه مسئلهٔ جداست که باید جداگانه روش کار بشه. این بچه چه تقصیری داره؟ حالا خانمتون هر کاری که بکنن، یه طرف، بچهتون یه طرف. اون بچه باید باهاش وقت گذرونده بشه، بهش محبت بشه، اوکی باشه با پدرش. اگر هم حالتون به خاطر خانومتون انقدر بده، باید دلیلشو پیدا کنید، ببینید. چون پنج سال ازتون بزرگتر هستند و احتمال میدم من که شما از نظر ظاهری و معاشرت و اجتماعی بودن، شاید از ایشون یه خرده بهتر باشید. و این بیشتر میترسونتشون. ایشون تنفر از شما ندارند و بددهنی و اینا نمیخوان باشن، بلد نیستند چه جوری ترسهاشون رو که از دوست داشتن زیاد شما میاد، به شما ابراز کنند. و بلد نیستند که چه جوری ازتون بخوان که این احساس امنیت رو بهشون بدید. هرچی هم خوب سن بالاتر بره، این ترسها بیشتر میشه طبیعتاً شما باید یکی راهی پیدا کنید که ترس ایشون از از دست دادن خودتون رو از بین ببرید. اگر این مسئله حل بشه، تمام چیزای دیگه حل میشه. ولی نه، جدا شدن و طلاق راه درستی نیست. این دقیقاً همون چیزیه که ازش میترسن دیگه، که باعث این رفتارا شده.

