سوال کامل مخاطب: من ساکن تورنتو هستم و با آقایی آشنا شدم که در کالیفرنیا زندگی میکنن. یک بار ایشون رو دیدم، با هم خوبیم و قراره تا دو هفتهٔ دیگه به تورنتو بیان. پیشنهادشون اینه که تا یک سال دیگه (که بچهها در خانهٔ من هستن) با هم دوستی و رفتوآمد کنیم و بعد من برم اونجا تا با هم زندگی کنیم؛ البته حرفی از ازدواج نزدن. سؤالم اینه که آیا درسته بدون ازدواج فقط با هم زندگی کنیم؟ نمیدونم چجوری بهش بگم که قصدم ازدواجه.
پاسخ طناز فرازی:
ببینید عزیزم، اتفاقاً بدون ازدواج بهتره. من نمیدونم چرا این فکر وارد سر ما ایرانیها شده حالا میگم توی ایران، بهخصوص توی شهرهای کوچکتر، جا انداختن این فرهنگ خیلی سخته که حتماً باید ازدواج کرد. آقا اگه بچه نمیخواین، اصلاً برای چی ازدواج کنین؟
ازدواج آنچنان چیز «واو» و خوبی نیست که آدمها بخوان واردش بشن. اگر دو نفر بچه نخوان، ازدواج اصلاً کار درستی نیست. زمانی که این کاغذ امضا میشه، فشاری به دو نفر میاره که معمولاً رابطه رو خراب میکنه و سختیش رو زیاد میکنه.
شما هم که بچه نیستین؛ ایشون هم که بچه نیستن. چه اشکالی داره آدم بره با هم زندگی کنه؟ این معنیش این نیست که کسی میخواد خیانت کنه، از رابطه بره بیرون یا آزاد باشه؛ اصلاً. این معنیش اینه که ما به یک سطحی از شعور، آگاهی و بلوغ رسیدیم که میتونیم در کنار همدیگه زندگی کنیم، به هم احترام بذاریم، به فضای شخصی هم احترام بذاریم و با هم بریم جلو.
امضا نکردن این کاغذ باعث میشه که من هر دو طرف، هم مرد و هم زن همیشه احساس کنم که اگر اشتباه کنم، این آدم فردا میتونه در رو باز کنه و از خونه بره بیرون. برای همین خیلی بیشتر حواسم رو جمع میکنم تا وقتی که بدونم مجبوره بمونه.
این اجبار کلاً برای هیچ موردی و هیچ انسانی خوب نیست. آدمها کاری رو که مجبور به انجامش باشن، ضمیر ناخودآگاهشون بهصورت ناخودآگاه یه جوری میخواد از زیرش در بره و اون کار رو انجام نده.
شما هم نه؛ بهشون هیچی در مورد ازدواج نگین. ولی خودتون میتونین تصمیم بگیرین؛ اگه دوست ندارین، میتونین از این رابطه بیاین بیرون. چون ایشون اگه میخواستن، بهتون میگفتن؛ مردها رک هستن.

