سوال کامل مخاطب: من دو تا بچه دارم؛ دخترم ۱۳ ساله و پسرم ۱۷ ساله هستن. ۳ سال قبل متوجه شدم همسرم خیانت میکنه و دوباره خواستم جدا بشم. خانوادهام خیلی مخالفت کردن. من با کلی خشم از خانوادهام مهاجرت کردم. باز همسرم تغییر نکرد. همسرم خودش مشتاق طلاق بود. امسال که به ایران اومدم، دادخواست طلاق دادم. الان با رفتاری که خانوادهام و همسرم با من کردن، به هیچکس اعتماد ندارم. اگه تو آینده کسی سمت من بیاد و محبت کنه، میترسم نتونم دوست داشتن رو تشخیص بدم. خیلی اذیتم و نگران پسرم هستم که ایران نیست. از بچگی خستهام. همسرم میگه هزینهٔ دخترم رو نمیدم. من بیکارم. دخترم بهشدت بهم وابستهست، متأسفانه بیماری داره و نمیتونه خوب ببینه. یه وقتها میگم احساسات رو کنار بذارم و دخترم رو بفرستم تا با باباش و داداشش بره. دوباره میبینم بچهام نمیتونه. به همسرم گفتم تو ایران بمون، اما قبول نمیکنه. نمیدونم چه تصمیمی درسته. لطفاً راهنمایی کنین.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببینین عزیزم، شما دارین دختر و پسرتون رو نابود میکنین. اولاً سنتون کمه؛ طاقت، انعطافپذیری و اینها باید زیاد باشه. من نمیگم که اونوقت شوهرتون هم از اونور طلاق نمیده آخه، بعد میگه من میمیرم براش. این نشون میده که به یه دلیلی میخواد شما باشین دیگه؛ یه دلیلی داره. وگرنه سریع طلاق میداد و میگفت شما رو به خیر و ما رو به سلامت. نه خونه دارین، نه حرفهای بلدین، نه کار دارین، نه میتونین برای خودتون و دخترتون کاری انجام بدین، نه پشتوانهٔ مالی دارین و نه خانوادهای دارین که طلاق رو بپذیرن و حمایتتون کنن. پسرتون رو میخواین از خودتون جدا کنین و به کارهای درمانیِ دخترتون هم نمیتونین برسین. این خیلی جوابش واضحه؛ شما فعلاً باید در کنار همسرتون تو همون قبرس بمونین. نه ایران موندن جای شما و دخترتونه و نه الان وقتِ جدا شدنه. اجازه بدین بچهها بزرگتر بشن و یه سروسامانی بگیرن. خودتون هم توی این چهار پنج سالی که میخواین صبر کنین تا دخترتون هم به جایی برسه، یه حرفهای یاد بگیرین و یه کاری یاد بگیرین. آخه آدم نمیتونه همینجوری بدون اینکه فکر آیندهاش رو بکنه، بگه نه، من میخوام جدا بشم.

