سوال کامل مخاطب: من الان دوتا خواستگار دارم. یکیشون کارمند بانکه، ولی تو شهر دیگهست. اما خانوادهش به خاطر جدا شدنم نمیذارن من با این آقا ازدواج کنم. خود پسر منو میخواد، پدر و مادرش فوت شدن. تو این مورد منو راهنمایی کنید. اینکه خواستگار دیگم شغلش کارگر ساختمانه، تو شهر خودمه، و تک پسره. یه سال ازم کوچیکتره. ولی طی این چندروز که باهم بیرون رفتیم، چهرهش، اخلاقش، ظاهرش رو من دوست دارم، ولی شغلش رو نه. من بارها خواستم بهم بزنم باهاش، ولی یه جوری دل من رو به دست آورده. من گفتم بهش جدا شدم، مشکلی هم نداره. من واقعاً نگران آیندم هستم که چطور بهترین تصمیم رو بگیرم.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببینید عزیزم، تصمیم به ازدواج از این تصمیمهاییه که هیچ آدمی نمیتونه به جای آدم یا برای آدم انتخاب کنه. من جای شما باشم، همون حرفی که به همه میزنم: یه کاغذ سفید بذارید جلو. تمام خوبیها و بدیهای بودن با آقای کارمند بانک رو تو یکی بنویسید. یعنی تو یه ستون خوبیهای بودن با آقای کارمند بانک، مقابلش توی ستون بدیهای بودن با آقای کارمند بانک. بعد یه ورق دیگه بردارید، دوباره دوتا ستون درست کنید: خوبیهای بودن با آقایی که شغلشون کارگر ساختمانیه، بدیهای بودن با آدمی که کارگر ساختمانیه. این خوبیها و بدیها رو نگاه کنید. مال هرکی کفه ترازوی خوبیها بیشتر بود، اون رو انتخاب کنید، وقتی نمیتونید خودتون تصمیم بگیرید.

