سوال کامل مخاطب: من ۴۲ سالمه و یه پسر هشت ساله دارم. با شوهرم هفت سال دوست بودیم و ۱۴ سال هست ازدواج کردیم. ایشون یک سال و نیم از من کوچیکتره. از چهار سال پیش فهمیدم که به شدت خیانت میکنه و همون موقع خواست توافقی جدا بشیم. مراحلی رو هم جلو رفتیم، ولی پشیمون شد و برگشت به زندگی. الان بازم با یکی آشنا شده که میخواد بره باهاش زندگی کنه، اصرار بر طلاق توافقی داره و به سن و ظاهر من ایراد میگیره. با توجه به اینکه پدر خوبی برای پسرم هست، نمیدونم چه تصمیمی درسته و باید چه کنم. و تن به طلاق توافقی بدم یا نه، و آیا حضانت بچهم رو قبول کنم یا نه؟ با توجه به اینکه مطمئنم پشیمون میشه و برمیگرده و از نظر مالی و صلاحیتی امکان نگهداری بچه رو نداره و روی من حساب کرده. من از نظر مالی مستقل هستم و خونه دارم. ایشون بدنساز هستن با ظاهر فریبنده، اما پوچ و توخالی، از نظر مالی ضعیفه و فریب خورده. ممنون میشم نظرتون رو بفرمایید.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببینید، اگه پسرتون پدرشو دوست داره و پدر هم با بچه رابطهٔ خوبی داره، شما که مستقلید، بگید نه، من طلاق توافقی نمیدم، تموم شد و رفت. ایشون هم مجبوره باشه دیگه. منتهی کمکم دلبستگی خودتون رو نسبت به ایشون کم کنید. یعنی احساس کنید که با یه همخونه دارید پسرتون رو بزرگ میکنید. ندیده بگیریدشون. اینجوری هم اگه پشیمون بشن برگردن، خب پشیمون شدن، برگشتن. هم اگه برنگردن، شما اذیت نمیشید. ولی طلاق نه.
بچه خیلی الان کوچیکه. اگه دو سه سالش بود، میگفتم جدا بشیدها، چون وقتی که خودتون مستقل هستید، روی حساب نمیکنید. ایشون هم این حرفایی رو زدن که واقعاً حرفهای زشتیه و درست نیست. بچهٔ دو سه سالم چیزی یادش نمیمونه، میگفتم جدا شید. اگه پسرتون ۱۸، ۱۹ سالش بود هم میگفتم جدا شید. ولی الان تو سن بدیه، گناه داره این بچه. به خاطر بچه بمونید، ولی این قلابهای احساسی رو یکی یکی شروع کنید از ایشون جدا کردن.

