سوال کامل مخاطب: خانمی هستم، ۴۷ ساله. دو تا فرزند دارم. شوهرم بهم خیانت کرده. بعد از این که بهش خیلی گیر دادم و پردهها پاره شد و همه، حتی بچهها متوجه شدن، گفت این خانم زن دوم هست. الان آشکارا با این خانم ارتباط داره و با هم شریک کاری هستن. شوهرم گفت: «بیا با این خانم نزدیک بشو و با زبان درست بهش بگو که تصمیم بگیره.» من این کار رو کردم، ولی این خانم نرفت. الان شوهرم پیشنهاد داده که: «بیا با ما کار بکن، همون جایی که این خانم هست، ازش کار یاد بگیر و پُرقدرت کنارم باش تا اگه من رو میخواد، تو و بچهها رو هم باید بپذیره.» من الان چیکار کنم؟
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببینید عزیزم، پسر اوکیه، مشکلی نداره، میتونه خودش برای خودش تصمیم بگیره. ولی دختر به حضور پدرش تو زندگیش بسیار بسیار احتیاج داره. من نمیدونم شما از نظر مالی چون دو تا راه که الان بیشتر ندارید یا بمونید و واقعاً پُرقدرت برید کنار همسرتون و اونقدر قوی باشید که اون خانم متوجه بشه دقیقاً همونطوری که همسرتون گفتن، که یا باید بپذیره و بسیار با احترام و درست رفتار کنه، یا شما یعنی وزنهٔ سنگینتر شما باشید یا باید جدا بشید. از این دو حال که خارج نیست.
اگه جدا بشید، آیا میتونید یک زندگی مثل اینی که الان دارید برای خودتون و بچهها تأمین بکنید یا خیر؟ سوال اول.
اگه جدا بشید، با مهر طلاق و حرفهایی که بقیه میزنن چون من به نظرم طلاق اصلاً مسئلهای نیست، بارها و بارها گفتم اما اگه دو تا، سه تا از این پستها و سوالهای طلاق رو بخونید، متوجه میشید که در ایران نظرشون با من نه همه، ولی خیلیا متفاوته. با این مسئله اوکی، خانواده شما اوکیان؟
سومی، اگه شما جبهه رو خالی بکنید و طلاق بگیرید و برید، آیا این پدر به همون مسئولیتی که الان برای بچههاش هست، خواهد بود؟ یا این که رقیب میدان رو خالی میبینه و بعد یهو بچهدار میشه و اون وقت هر چیزی که حق بچههاتونم هست، میره رو هوا؟
ببینید، اینا واقعیتهای زندگی هست، من دارم بهتون میگم. چون به حرف خیلی سادهست: «میرم، جدا میشم، مردک فلان اینجوری کرده، اینجوری کرده، پدرش رو دَر میارن، این کار میکنم، اون کار میکنم.» ولی به این سادگی نیست.
الان که من داشتم با یه وکیل تو ایران صحبت میکردم تا بیشتر متوجه باشم چه خبره، حتی اگه شما مهریهٔ بالایی هم داشته باشید، یه مقدار اولاً از یه جایی به بعدش رو اصلاً قبول ندارن، یعنی یه حد گذاشتن براش تو دادگاه. شما بگید: «سه هزار تا سکه.» هیچوقت طرف رو مجبور نمیکنن سه هزار تا رو بهتون بده، نمیدونم این رو میدونید یا نه. بعد اون مقداری که هست، اون چیزی که هست رو هم کم کم و تکهتکه ازش خواهند خواست که بهتون بده، نه همه رو یکجا با هم. بنابراین، خیلی خوب باید فکر کنید، از این دو تا راه یکی رو انتخاب کنید. من جای شما باشم، برای زندگی میجنگم.

