سوال کامل مخاطب: من یه مادر ۲۹ سالهام که دو تا بچه دارم. ما اوایل زندگیمون آروم بودیم، اما به مرور اخلاق و انتظارات همسرم نسبت به من و بالعکس تغییر کرد و رفتارهای خیلی بدی نسبت به من داشت. توهین، بیاحترامی، تهمت اینکه هر کی رو میدید، فکر میکرد من باهاش دوستم. این اواخر حتی دست به زن هم شروع کرده. زندگی دقیقاً مثل موج ال شده، بالا و پایین میره. تا میام امیدوار میشم، دوباره همه چی خراب میشه و امیدم نسبت بهش از دست میره. الان ده ساله که باهم زندگی میکنیم. زندگی شخصی و کارم و بچهها شوهرم خیلی فشار میاره و اون حمایتم نمیکنه، بلکه با حرفاش به روحیهام خیلی فشار وارد میکنه. کار به جدایی رسیده، حتی فکرش رو کردم، اما واقعاً بعضی وقتها فکر میکنم نکنه زود تصمیم میگیرم یا اشتباهه. آیا تنها از پس بچهها برمیام یا نه؟ حتی با خواهرم باهاش حرف زده، بهش گفته اگه عوض نشه همینه که هست، اگه هم نمیخواد با من باشه جمع کنه بره از خونم. شما لطف کنید، من به عنوان مادر چیکار کنم؟ همیشه تنش و دعوا تو خونه هست، الان تقریباً 6 ماهه که با هم تنش داریم.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببینید عزیزم، اگه واقعاً محیط خونتون محیط متشنجیه اینجوری که شما میگید و هر روز دعوا و داد و بیداد و زد و خورد فیزیکی هم شروع شده، این برای بچه از طلاق بدتره. طلاق بده، این بدتره. جدا شید. و وقتی هم که جدا میشید، باید مطمئن باشید که ایشون تمام وظایفشون رو نسبت به بچهها اجرا میکنن. من قانونهای ایران رو نمیدونم، اسمش رو نمیدونم، پولی که برای بچه بدن چه جوریه، خونه چیه، اینا ولی بعد مطمئن باشید جوریه که زندگی بچهها از اینی که هست حالا اگه یه خرده تغییر میکنه از نظر مالی یا ممکنه یه خرده کمتر بیشتر بشه، اوکیه، ولی خیلی تغییری توش ایجاد نشه.

