سوال کامل مخاطب: من خانمِ چهل سالهای هستم، شوهرم پنج ساله فوت کردن. دو تا بچه دارم، من سه ساله با یه آقای پنجاه و دو ساله که طلاق گرفتن و یه پسرِ دارن، ارتباط دارم که البته این رابطه خیلی آروم جلو رفت و حدودِ شش ماهه که خیلی عمیق شده. من واقعاً دوستش دارم، اون هم اینطور ابراز میکنه. مشکلِ من اینه که من دلبستگیِ اضطرابی دارم و همش شک دارم نکنه میخواد سوءاستفاده کنه، نکنه الکی میگه دوستم داره، و هزار تا سوال. ایشونم یه موقع پرهیجان، یه موقع معمولی.
من انتظار دارم برام تلاش کنه، ولی احساس میکنم تلاشمون یهطرفه هست. دربارهٔ رابطهمون تا حالا جدی صحبت نکردیم. وقتی میگم میخوام حرف بزنم، احساس میکنم طفره میره. الان خیلی استرس و اضطراب دارم، چون هم دوستش دارم، هم ترسِ تنهایی دارم، هم ترس از رها شدن. یهکم مبهمه، نمیدونم چه نیتی داره. نمیدونم باید چه رفتاری باهاش داشته باشم. یه موقع خوبه، یه موقع عقب میکشه.چیکار کنم بتونم روی خودم کار کنم، بتونم زندگیمو بکنم؟ احساس میکنم خیلی درگیرشم و زندگیم مختل شده.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببینید عزیزم، اولاً که شما بچه نیستید که راجع به «من چیه، الان میخواد چیکار کنه، نکنه بخواد بیاد، نکنه اینجوری…». ازدواج کردید، همسرتون خدا رحمتشون کنه فوت کردن، بچهها بزرگ شدن. چه بلایی این آدم میتونه سرتون بیاره مثلاً؟ یهو بکارتتونو بگیره، ولتون کنه، ازدواج بکنه، جدا شه؟ اینا دیگه الان هیچکدوم اهمیتِ خاصی ندارن.
از نظرِ احساسی هم، اگه شما هنوز این مدلی هستین که با یه خورده نزدیک شدن اینقدر خوشحال میشین، با یه خورده دور شدن میریزین به هم و مضطرب میشین و اینا، به نظرِ من اصلاً وارد رابطه نشین، با هیچکس، نه با این آقا، نه با کسِ دیگهای. چون هم خودتونو اذیت میکنین، هم اون آدمو.
شما الان باید به یه مرحلهای تو زندگیتون رسیده باشین که یه آرامشی داشته باشین. هدفتون اگر ارتباطی رو شروع میکنید، گذروندنِ یه زمان در آرامش با یه دوست داشتن، با یه نفر باشه. حالا اون زمان میخواد دو ساعت باشه، میخواد کلِ روز باشه، میخواد دائمی باشه، میخواد نباشه.
این چه فکراییه که دارین با خودتون میکنین؟ «چه نیتی داره، چه قصدی داره، من باید بدونم» برای چی باید بدونین؟ زمان بدین. طرف، هست رابطه داره میره جلو، اجازه بدین مسیرِ خودشو طی کنه دیگه. لازمم نیست، اگه بخواد جدی راجع به رابطه صحبت کنه، صحبت میکنه. شما هم که تکلیفتون با خودتون روشنه.
این کلمهٔ «وای من دلبستگیِ اضطرابی دارم، من اضطرابِ جدایی دارم، من فلان اینو دارم…» تورو خدا اینقدر زیادی خودتونو تجزیه و تحلیل نکنید. شما یه آدمِ نرمالین. یه مدت تنها بودین، الان دوست دارین تنها نباشین، برای همینم یه ذره اضطراب دارین، ولی اضطرابتون به جا نیست. به خودتون بگین: «الان که این آدم هست، زمانِ خوبی هم داریم، باهم میگذرونیم، پیشرفت کرد چه بهتر، نکرد تو همین حد موند اوکیه، به هم خورد مهم نیست، این همه آدمِ دیگه.»

