سوال کامل مخاطب: من یه خانم ۳۶ ساله هستم که همسرم ۴۰ سالشه و ۱۲ ساله ازدواج کردیم دو تا بچه داریم و همسر بنده شبها پیش من نمیخوابه و هفتهای یکبار هم از من رابطه میخواد و فقط اونجاست که به من نزدیک میشه و من اصلا دوست ندارم و گوشیش هم تمام برنامههاشو قفل کرده و اصلا از خودش جدا نمیکنه و تو خونه هم مدام دستشه. اینم بگم که چند سال پیش هم با مسافر کشی که میکرد با یک خانم روانشناس آشنا شد که تا ۳ نصفه شب به هم پیام میدادن و وقتی من فهمیدم گفت یه مدرک تو ماشین جا گذاشته و میخواد اونو بهش بدم و با کلی داستان من بخشیدمش و قول داد که تمومش کنه بعد دوباره تو اینستا با یه خانم ورزش کار حرف میزد اصفهانی بود و حتی گفت برم اصفهان ازش برنامه بگیرم و باز منه بدبخت بخشیدمش و الان هم دارم بهتون پیام میدم بهش مشکوکم نمیدونم چه کار کنم باهاش؟میشه راهنماییم کنید.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببینین عزیزم من همون حرفی رو که به دهها خانمی که در وضعیت مشابه شما هستند و به من پیغام دادن زدم عین همون رو برای شما هم تکرار میکنم. ما باید با واقعیتها زندگی کنیم شما یک خانمی هستید که دو تا فرزند دارید نمیدونم خودتون به تنهایی مستقل آیا میتونید از پس خرج و مخارج خونه و بچهها و خودتون و همه بر بیاید یا نه به احتمال زیاد نه چون اگه بود خب همسرتون لازم نبود که مسافر کشی وقتی بکنن احتمالاً مدل زندگی اینجوریه که شما اونقدر استقلال مالی ندارید.
وقتی اینقدر استقلال مالی ندارین و وقتی با توجه به پستهایی که من راجع به طلاق گذاشتم. میدونید نوع نگاه جامعه به طلاق چیه اینا رو اگر بدونید و در نظر بگیرید دو تا راه دارید این آقا عوض نمیشه و هرچی شما بیشتر این پردهها رو پاره کنید احتمال اینکه جلوی چشم خودتون این اتفاق بیفته و آزاری که به شما وارد میشه بیشتر باشه زیادتر میشه یا راه اینه که این مسئله رو در موردشون بدون اینکه به خودشون بگین نرین بگین من اینو در مورد پذیرم هر کاری میخوای بکن یا پس من زندگی خودمو میکنم تو زندگی خودتو بکن لازم نیست این یه چیزیه که درونی تو فکر. من و از نظر عاطفی برای من اتفاق میافته یا شما در فکرتون کاملاً این مسئله رو میپذیرید و باهاش کنار میاید که این آدم اینجوریه من چشمم رو روی این مسئله میبندم چون نمیخوام با یک مهر طلاق و دو تا بچه و یک اقتصاد خراب مملکت و بدون پشتوانه وارد جامعه بشم میخوام بچههامو خودم بزرگ کنم و بچههای خوبی تحویل جامعه بدم بنابراین میمونن و خودتون رو بسازید بگین آقا تا بچههام بخوان برن کنکور بدن وارد دانشگاه بشن من ۱۰ سال وقت دارم ۱۲ سال وقت دارم ۱۴ سال وقت دارم تو این ۱۴ سال یواش یواش یه زبان یاد میگیرم یه حرفهای رو یاد میگیرم شروع میکنم کم کم ساعتهایی که بچهها نیستن میرم سر کار پشت خودم رو میبندم بچهها که بزرگتر شدند از این آدم خداحافظی میکنم و میرم این یه راهشه.
یه راهش اینه که شما همین الان بگید که من خسته شدم حوصله ندارم مشکوکم همین حرفایی که زدین هی خودتونو من بدبخت بیچاره دیده نشده از این حرفهای اشتباهی که تو اینستاگرام و همه جا پره من باید به خودم ارزش بزارم من از زندگی هیچی نفهمیدم هی به خودتون شب و صبح از این حرفا بزنید و برید جدا شید یک مهر طلاق میخوره رابطه عاطفی خوب احتمالاً با کسی نخواهید تونست با دو تا بچه برقرار کنید اگر هم بشه احتمالش بسیار بسیار کمه که به جای خوب و درستی ختم بشه. بچههاتونو نمیتونید خوب بزرگ کنید شاید ازتون بچهها رو بگیرن نتونین ببینینشون و هیچ پشتوانه مالی هم ندارین بین این دوتا یکیو انتخاب کنید.

