سؤال کامل مخاطب: من یه خانم ۲۹ساله هستم، متأهلم، ده ساله ازدواج کردم و دو تا بچه دارم. همسرم با دختری در ارتباطه، با ما زندگی نمیکنه و شهر دیگهای مشغول به کاره. به من گفته دیگه نمیخواد زندگیمون ادامه پیدا کنه، باید جدا بشیم و من خودم باید برای طلاق اقدام کنم. خانوادهٔ شوهرم میخوان من بدون همسرم باهاشون زندگی کنم. گفتن اگه بخوام جدا بشم، بچهها رو با دلوجون نگه میدارن. آیا من باید توی اون زندگی بدون پدر بچهها بمونم یا جدا بشم؟
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببین عزیزم، بچههاتون کوچیکن و وقتی خانوادهٔ همسرتون اینقدر پذیرای شما هستن و اینقدر بچهها رو دوست دارن، حالا فرض کنین شوهرتون نباشه، اصلاً مهمه؟ شما اون عشق و توجه رو از بچهها و خانوادهشون بگیرین تا به یه سنی برسن و بعد جدا بشین. البته اگه آدمی هستین که حتماً به یه همراه احتیاج دارین، چون سنتون کمه، باید قید یکی رو بزنین دیگه. چون اگه بخواین ازدواج مجدد داشته باشین و دنبال کار خودتون برین، قطعاً بچهها رو ازتون میگیرن و بهتون نمیدن. دیدوبازدید بچههاتون بسیار کم خواهد شد. بنابراین بعضی از اوقات ما باید انتخاب کنیم و هیچکدومش هم آسون نیست؛ باید بین سخت و سختتر انتخاب کنیم. شما الان بیشتر از دو تا راه ندارین. یا با بچههاتون بمونین؛ اگه شخص خود من بودم، با توجه به عشق و علاقهای که به بچه دارم، پیش خانوادهٔ همسرم میرفتم، تاج سرشون میشدم و با بچههام زندگی میکردم تا به یه سن خاصی برسم. توی این مدت تا بخوان بزرگ بشن، خودم رو میساختم و پشت خودم رو میبستم تا یه زن بسیاربسیار قوی باشم. شما تا ۳۸-۳۹سالگی هنوز خیلی جوان هستین و آیندهٔ خیلی روشنی میتونه پیش روتون باشه. ولی برای ۱۰ سال، وقتی کسی ازتون مراقبت کنه، تمام مسائل مالیتون رو به عهده بگیره، مواظب بچهها باشه و شما این فرصت رو داشته باشین که به خودتون برسین و خودتون رو بسازین، فرصت خیلی خوبیه. این یه راهه. یه راه هم اینه که بگین: «نه، من میخوام طلاق بگیرم و میخوام جدا بشم.» کارهای جدایی رو انجام بدین؛ قطعاً بچهها رو ازتون خواهند گرفت، چون شرایط نگهداری ازشون رو نخواهید داشت و بعد برین فکر کنین که: «خب الان باید چیکار کنم؟» اون هم یه راهشه.

