سؤال کامل مخاطب: دخترِ ۲۹ ساله هستم، مجرد. خانمِ دکتر، نزدیکِ پنج سال درگیرِ مشکلات و مسائلی برای ازدواج هستم. سه بار تا مرزِ جدی شدنِ رابطه پیش رفتم و هر بار پس زده میشم و طرف منو نمیخواد. دفعهٔ اول من پیشنهاد دادم و طرف با کسِ دیگه ازدواج کرد. دفعهٔ دوم اصرار از طرفِ مقابل بود و بعد اونم منو نخواست و با کسِ دیگه ازدواج کرد. و دفعهٔ سوم هم همینطور. هر دو سال یهبار این اتفاق برای من میفته. عزتِ نفس و اعتماد به نفس ندارم، خودمو خیلی ارزشمند نمیدونم. تویِ فضایِ مجازی پر شده که اگر یه اتفاق مدام تویِ زندگیتون تکرار میشه، میخواد درسی رو به شما بده. اگر اون درس رو نگیرید، مدام تکرار میشه. من نمیتونم درسِ این سه اتفاق رو بگیرم. سؤالم اینه: آیا واقعاً همینطوره و من باید درسی رو بگیرم و نمیتونم؟ یا نه، اصلاً این حرف واقعیت نداره؟
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببین عزیزِ من، موضوع درس گرفتن یا نگرفتن نیست. من منظورِ آدمهایی که این حرف رو میزنن کاملاً متوجه میشم، اما باید توضیحِ بیشتری بدن. منظور از درس اینه که وقتی یه اتفاق دائم تکرار میشه، دیگه نمیتونه تقصیرِ بقیه باشه. من باید یه نگاهی به خودم بندازم. اگه من هر دفعه میرم برای مصاحبهٔ کاری و تا حالا ۵۰ تا مصاحبهٔ کاری رفتم و رزومم خوبه و کار رو نمیگیرم و اونا میخوان یه آدمی با تخصصِ منو، اشکال از اونا نمیتونه باشه. من یه کاری رو درست انجام نمیدم یا یه حرفی رو اشتباه میزنم یا طرزِ لباس پوشیدنم اشتباهه یا بد صحبت میکنم یا ظاهرم آراسته نیست یا وقتی دارم میرم، مثلاً بو میدم، طرف اون میزنه تو ذوقش. یه کاری دارم میکنم که درست نیست که این ۵۰ تا جایی که رفتم و تخصصِ منو لازم داشتن و احتیاج داشتن، همشون بدونِ استثنا به من گفتن: «نه.»
بعد یه نگاهی به خودم بکنم. در موردِ شما، اگر سه بار به فاصلهٔ کم تا مرحلهٔ ازدواج رفتید و بعد یهو به هم خورد، بعد نگاهی بکنید از اول، دقیق، به تمامِ اینا که چی شده. از اون فاصلهٔ خوب جدی شدن تا به هم خوردن، چه اتفاقایی افتاده؟ آیا شما چیزهایی خواستید که عادلانه و عاقلانه نبوده؟ آیا هیچی نمیخواستین و اون باعث شده؟ آیا خودتونو بردین پایین؟ آیا خودتونو خیلی بردین بالا؟ آیا حرکتی انجام دادین؟ یه اتفاقی این وسط افتاده که باید پیداش کنیم.

