سؤال کامل مخاطب: ۵۱ سالمه. همسرم ۵۳. ایشون بچهٔ طلاقه. ازدواجِ اولش همسرم طلاق گرفته. ۱۳ سال پیش یه بار خیانت کرد، بخشیدم. یه بار دیگه به دختری پیامِ دوستی داد که من از طریقِ دوستم متوجهٔ پیامش شدم. دوباره پارسال خیانت کرد. مریضِ جسمی شدم و خیلی درگیری داشتیم. اولش میگفت: «مگه چی شده؟» ولی الان افسردگی گرفته و پشیمونه. خیلی دور و برِ منه که جبران کنه، ولی نه میتونم ببخشم و نه فراموش. دو پسر ۱۶ و ۸ ساله دارم. تا مرزِ خودکشی هم رفتم. باید بمونم تا پسرِ کوچیکم به ۱۸ سالگی برسه؟ مثلِ همخونه باشیم بهتر نیست؟
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببینید عزیزم، خیانت و خیانت خیلی خیلی خیلی کارِ بدیه، ولی در جامعهٔ ما، ایران، اینو زیادتر از حد بزرگش کردن و متأسفانه مالِ شبکههای اجتماعی و حرفهای بسیار بیپایه و اساس و اشتباهیه که یه سری حالا سخنگویِ انگیزشی هستن، بلاگرن، حتی بعضی روانشناسها دارن به آدما میگن که خیانت کرد، جدا شو، برو، خیانت پایانِ کار. نه، اصلاً اینجوری نیست. خیانتم مثلِ بقیهٔ اتفاقایی که تو زندگی ممکنه بیفته، یه اشتباه، فقط اشتباهِ بزرگتری هست، اما اشتباهه. آدم میشینه، بررسی میکنه. ببین، خیانت، ما بلد نیستیم بعدش چه راجع بهش حرف بزنیم و مسئله رو حل کنیم. میشه داد و بیداد و دعوا، طرف میگه ببخشید و فکر میکنن تموم شده. دلیلش باید پیدا کنیم. شما هم لازم نیست اینجوری زجر بکشین. لازمه که با همسرتون بشینید، صحبت کنید، دلایلش رو پیدا کنید، رابطهتون رو ترمیم کنید و بله بمونین تا بچههاتون بزرگ بشن.

